وب‌سایت شخصی امیر حسین فقیهی وب‌سایت شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ نوشته‌های امیر حسین فقیهی
هرچه مراد توست، در انبان خویش جوی

فرزندان خوب آدابش را می‌دانند! / حرفی با ساکنین فضای مجازی

جمعه 22 مرداد 95
همه‌ی ما، فرزندان همین آب و خاک هستیم. ما پسران و دختران ایران هستیم و تنها صفت حذف نشدنی ما، اصالت‌مان است. ما «ایرانی» هستیم.
***
وطن یعنی مادر. همه‌ی ما یک مادر مشترک داریم و آن هم وطن ماست. «ایران» را اسم مؤنث خوانده‌اند. وجه مشترکی که اگر به فال نیکش بگیریم، می‌توانیم وطن‌مان را یک صدا فریاد بزنیم: «مادرم، ایران»
در این دنیا خیلی چیزها شدنی است، اما بعضی چیزها واقعاً شدنی نیست. یکی‌اش همین است که هر کسی فقط می‌تواند یک مادر داشته باشد و مهم‌تر از همه این که نمی‌تواند مادر خودش را عوض کند یا حتی انتخاب کند! مادر، مادر است و احترامش واجب. همین که آب و خاکش را در اختیار ما گذاشته و یک تاریخ و تمدن افتخارآمیز برای‌مان به ارث گذاشته، هر بهانه‌ای را از ما سلب کرده است.
اما برویم سراغ پدر!
پدر ستون خانه است. اگر پدر نباشد، یا خدای ناکرده پدر بدی باشد، مادر هم نمی‌تواند قد عَلَم کند.
حکومت را پدر هر سرزمین خوانده‌اند. سازوکاری که می‌کوشد خانواده را راهبری کند، همان حکومت، نظام یا دولت است.
ما فرزندان ایران هستیم. مادری داریم با کلی جهاز نفتی و زیرخاکی و پدری داریم که دارد تلاشش را می‌کند تا ما فرزندان سرمان را بالا بگیریم.
کم‌ترین وظیفه‌ی پدر، فراهم کردن امکان ارتزاق فرزندان است. البته چیزهای دیگری هم هست. این که امنیت خانواده را تأمین کند. این که جامه‌ای زیبا به تن فرزندان کند. این که شرایط تحصیل را برایشان فراهم کند. این که...
اما این وسط یک واقعیت هم وجود دارد. این که در یک خانواده‌ی پر جمعیت، پدر هیچ‌گاه نمی‌تواند به همه‌ی فرزندان به یک چشم نگاه کند و همه‌ی وظایف خودش را تمام و کمال در مورد آن‌ها انجام دهد.
این‌جاست که نقش بچه‌ها پررنگ‌تر می‌شود. هر که با هوش‌تر باشد، هر که ادب را رعایت کند، هر که تلاش بیشتری کند و در نهایت هر که روش مطالبه از پدر را بلد باشد، به طبع، سهمش از نعمات خانه بیش‌تر از سایرین خواهد بود.
عدل هم همین است. مادر و پدر یک بستری را –خوب یا بد، کم یا زیاد- برای فرزندان مهیا کرده‌اند، دیگر آن بچه‌ها هستند که باید خودی نشان بدهند. در ادامه، آن‌ها هستند که علاوه بر تلاش خودشان، باید راه و روش و آداب مطالبه کردن از ولی را یاد بگیرند و این‌گونه او را در انجام بهتر وظایف خودش یاری دهند.
بله! یک قسمی از وظایف پدر بر عهده‌ی فرزندان است. حداقلش این است که بچه‌ها بر حسب علوم جدیدی که یاد گرفته‌اند یا آدابی که در مدرسه آموخته‌اند یا چیزهایی که در خانه‌ی همسایه دیده‌اند، بیاید و به پدر بگویند که ما این‌ها را می‌خواهیم! بعد از این که وظایف خودشان را انجام دادند، به پدر پیشنهاد دهند و او را در تصمیم‌گیری‌ها کمک کنند.
***
روی سخنم با ساکنین فضای مجازی ایران –یا بهتر بگویم دنیای آنلاین- است. بچه‌هایی که اکنون سال‌هاست در کنار هویت حقیقی خود، یک هویت حقیقی‌تر در فضای مجازیِ اینترنت دارند و این فضا را کامل می‌شناسند. این بچه‌های اهل، هم به مادرشان عشق می‌ورزند و از هیچ تلاشی برای سربلندیِ وطنشان دریغ نمی‌کنند و هم تجربه دارند و در حوزه‌ی فضای مجازی می‌توانند به پدر که شاید دیرتر از آن‌ها با این حوزه آشنا شده مشورت بدهند. این‌ها فرزندان خوبی هم برای پدر و هم برای مادر هستند و تازه برای بقیه‌ی بچه‌های خانواده هم ارزش‌آفرینی می‌کنند.
***
نخبگان فضای مجازی ایران!
سال‌ها پیش و پس از ورود اینترنت به ایران، پدر این مرز و بوم، پنداشت که این فضای جدید ممکن است برای بچه‌ها ضرر داشته باشد. البته از فواید آن هم آگاه بود، اما بالاخره برای این که جلوی بچه‌های کوچک‌تر را بگیرد که مبادا کار دست خودشان ندهند (کما این که دیده بود در کشورهای پیشرفته هم چنین ساز و کاری دارند) آمد و یک چیزی شبیه «قیف» بر شاهراه ارتباطی اینترنت گذاشت.
آن چیز، چیزی نبود جز یک «صافی» که با هدف صاف کردنِ فضا و جلوگیری از ورود مخدرات، کار گذاشته شد. اما این وسط چند اتفاق تعیین کننده افتاد.
اول این که چفت و بست این صافی، از همان اول ایراد داشت. یک موقع می‌دیدی چیزهایی که نباید، از این صافی رد می‌شدند و چیزهایی که باید، پشت آن گیر کرده بودند.
دوم این که به مرور زمان، هم بچه‌ها بزرگ‌تر شدند و هم بر علم و آگاهی‌شان افزوده شد. آن‌ها دیگر خودشان به دنبال یک سری مسائل نرفتند، هرچند راه‌هایی را بلد شدند که اصطلاحاً صافی را دور بزنند! اما دیگر فرهنگ استفاده‌ی صحیح جا افتاده بود و آن‌قدر خوبی‌اش می‌چربید که دیگر کسی حوصله‌ی رفتن به منطقه‌ی ممنوعه را نداشته باشد.
اهالی فضای مجازی!
الان که حدود بیست سال از ورود اینترنت به کشورمان می‌گذرد، هرچند قبول داریم که مشکلات قبلی خیلی بهبود پیدا کرده است، اما یک چیزی هم‌چنان مشکل است! مشکل این است که گویا پدر فراموش کرده در این خیل مشغله‌های خودش و البته سرعت بالای پیشرفت علم و تکنولوژی، هر از گاهی سری به این صافی بزند و آن را تنظیم کند.
بچه‌های گیک!
همه ما می‌دانیم که وجود یک صافی حداقلی برای اینترنت (مثل خیلی از کشورهای دیگر) ضروری است. البته توضیحش زمان و مکان و شرایط خودش را می‌طلبد که بماند. اما مهم‌تر آن، این است که این صافی تنظیم نیست! هرچند پدر «مصادیق محتوای مجرمانه» را تعیین کرده که همه‌ی ما هم قانون را قبول داریم، اما به نظر می‌رسد وقت این که به خود مصادیق بپردازد را نداشته یا این که فرصت نکرده است.
خوشبینانه‌ترین حالت این است که هنوز هم فکر می‌کند سایت یا نرم‌افزاری که مدت‌ها پیش محتوای مجرمانه داشته، هنوز هم همان است و تغییری نکرده. غافل از این که محتوای وب در لحظه به روز می‌شود و برای این موضوع باید ساز و کار دیگری اندیشید.
نخبگان فضای مجازی ایران!
به هر حال الان نوبت ماست که به یاری پدر برویم. مسأله به همین راحتی است. این که جمع شویم، یک‌صدا شویم و از پدر مطالبه کنیم! فرزندانِ خوب آدابش را می‌دانند. می‌دانند که اول از کم شروع کنند. خیلی ساده و مصداقی می‌توانیم شروع کنیم. همین که بگوییم مثلاً شبکه‌ی اجتماعیِ توئیتر دیگر آن سایت هشت سال پیش نیست. یا سایت داک داک گو که به تازگی فیلتر شده، راهی بوده برای دور زدنِ غول گوگل از جمع‌آوری اطلاعات ما کافیست. می‌توانیم از همین چند مصداق شروع کنیم.
ساکنان دنیای آنلاین!
همیشه بهبود یک وضعیت، نتیجه‌بخش‌تر و کم‌هزینه‌تر از عوض کردن ساختار است. ساختار فیلترینگ اینترنت ما، کما این که در این سال‌های اخیر بهبود پیدا کرده، می‌تواند بهتر از این شود. کافی‌است اعتماد طرفین را اصل قرار دهیم و در شناخت بهتر مصادیق به متولی کمک کنیم.