وب‌سایت شخصی امیر حسین فقیهی وب‌سایت شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ نوشته‌های امیر حسین فقیهی
گفتم که الف؛ گفت دگر؟ گفتم هیچ...

در طرز زندگی اسلامی، شبانه روز چگونه سپری می‌شود؟

شنبه 19 مرداد 92

سبک زندگی، طرز زندگی(2)؛ در طرز زندگی اسلامی، شبانه روز چگونه سپری می‌شود؟

اشاره: در نوشتار پیشین سبک زندگی را شناختیم و تعریفی از طرز زندگی و تفاوت «سبک» با «طرز» را بیان کردیم. حال جای طرح این موضوع مهم فرا رسیده که اوقات شبانه‌روزِ یک انسان مسلمان در قالب سبک زندگی اسلامی چگونه سپری می‌شود؟ چه تفاوتی میان 24 ساعت زندگی یک انسان مسلمان ایرانی با یک انسان غربی وجود دارد؟ خدا و رسول چه برنامه‌هایی برای این 24 ساعته‌های مهّم تشکیل دهنده‌ی زندگی ما ارائه کرده‌اند؟ آیا واقعاً نحوه‌ی تقسیم بندیِ این 24 ساعته‌ها به طرز زندگی ما ارتباط دارد؟

 

قالب روزمره‌ی انسان غالباً مشخص است. استراحت، کار و تفریح و البته عبادت، که لاینفک از این‌هاست و هر سه وجهِ استراحت، کار و تفریح، وجوهی از عبادت‌اند. این قالب‌ها امّا الزام‌آور نیستند، بلکه قوانین نانوشته‌ای هستند که با توجه به اقتضائات زندگی پدید آمده‌اند. در این‌جا بحث سر این نیست که چگونه استراحت می‌کنیم یا در زمان کار، چه شغلی داریم، که به این مهم در نوشتار دیگری پرداخته خواهد شد. بلکه موضوع این است که 24 ساعتِ یک طرز زندگی اسلامی با 24 ساعتِ یک طرز زندگی غربی چه تفاوتی می‌کند.

هرچند قالب‌های زمانی یک شبانه روز برای انسان‌های مختلف متفاوت است و استثناهای زیادی را می‌توان در این باره یافت، مُنتها به دلیل غالب بودنِ این نوع برنامه‌ریزی برای زندگی در تمام دنیا، که البته به روحیات انسان و رابطه آن با طبیعت برمی‌گردد، ما نیز تعاریف خود را بر همین اساس بیان می‌کنیم که البته قابل تعمیم است.

شبانه‌روز یک ابتدای قراردادی دارد. سرآغازِ یک شبانه‌روز در یک زندگیِ معمول غربی، شفق است. همان زمانی که خورشید در انتهای افق پیدا می‌شود. این زمان، آغاز یک شبانه‌روز در قالب سبک زندگی غربی است که مبنای شروعِ فعّالیت روزانه قرار می‌گیرد. چه بسا همین لفظ شفق هم آن‌چنان وجهی در این معنا پیدا نکند. چرا که زمان‌بندیِ آن‌ها بر اساس ساعت رسمی بوده و نه بر اساس تغییرات طبیعی. در طرز زندگی اسلامی امّا زمان‌بندی‌ها و برنامه‌ریزی‌ها بر اساس آمد و شدِ خورشید و ماه و زمین است و تفاوت‌ها در همین‌جا مشخص می‌شود.

ابتدای یک شبانه‌روز در طرز زندگی اسلامی سحر است. دقیقاً وسط شب و قبل از اذان صبح. به صورت قراردادی، شبانه‌روز به معنای 24 ساعت از این‌جا آغاز می‌شود. زمانی که خوابِ شب پایان یافته و انسان مسلمان برمی‌خیزد تا نافله‌ی شب را به جای آورد. تمام این‌ها، از مدت خوابیدن گرفته تا زمان بیدار شدن و آغاز روز با اقامه‌ی نافله شب، همه در طرز زندگی اسلامی قرار می‌گیرند.

قسمت بعدیِ یک زندگی معمولی، چه در سبک زندگی غربی و چه در سبک زندگی اسلامی، کار است. کار می‌تواند بسته به سن، جنسیت یا موقعیت افراد به صورت‌های مختلفی مانند تحصیل یا مشاغل مختلف ظاهر شود. هم اسلام و هم آیین‌نامه‌های حقوق بشری برای این قسمت از روزمره‌ی انسان بندها و تبصره‌های بسیاری را عنوان کرده‌اند. از این رو می‌توان این قسمت را مهم‌ترین قسمت از سه‌گانه‌ی تقسیم‌بندی‌های شبانه‌روز دانست. فعالیت‌های اجتماعی، ارتباط با مخلوق و کسب روزی شاید مهم‌ترین محتوای این قسمت باشد که به نوعی می‌توان گفت موفقیّت در این قسمت، به عملکرد فرد در دو قسمت دیگر زندگی‌اش بستگی دارد.

تفریح قسمت بعدی و یکی از ابعاد مهم روزمره‌ی هر انسان است. البته خود تفریح هم مانند دو وجه دیگر همچون استراحت و کار، به صورت‌های مختلفی ظهور و بُروز دارد. تفریح، گاه در قالب دید و بازدید خویشان و به اصطلاح صله ارحام جلوه می‌کند و گاه در غالب تماشای تلویزیون، دیدن فیلم، مطالعه مجله، ورزش کردن و حضور در اماکن تفریح جمعی و حتی غذا خوردن صورت می‌پذیرد. اما این‌ها را باید به عنوان تفریحِ نوع دوّم به حساب آورد. تفریح نوع اول، همان اوقات بیکاری هر انسان است. اوقاتی که نه در قالب استراحت (که به عنوان آخرین قسمت یک 24 ساعت از زندگی معمول به آن خواهیم پرداخت) می‌گنجد و نه در قالب کار روزانه. منظور از اوقات بیکاری انسان البته این نیست که الزاماً در آن زمان‌ها هیچ‌کاری صورت نمی‌پذیرد، بلکه زمانی است که یک برنامه‌ی روتین دائمی برای آن وجود ندارد. مثلا مطالعه کتاب یا تماشای تلویزیون یا موارد دیگری که در تفریح نوع دوم ذکر شد، ممکن است زمانی باشد و زمانی نباشد و انجام شدن آن‌ها بیشتر به موقعیت و حال افراد بستگی دارد.

اگر در نوع کار یا نوع استراحت در سبک زندگی اسلامی با غربی، تفاوت چندانی مشاهده نمی‌شود، در تفریح اما تفاوت‌ها بسیار مشهود است و آیین اسلام بالاخص در این خصوص دستورات و توصیه‌های بسیاری دارد. غرب هم البته برای این قسمت از 24 ساعته‌های زندگی انسان برنامه‌های ویژه‌ای در چارچوب تعاریف خودش دارد.

سبک زندگی اسلامی می‌گوید هرکاری که قرار است در این بازه‌ی زمانیِ تفریح صورت پذیرد، نباید برای انسان مضر باشد که بر می‌گردد به تفریحات نامشروع و غیر اخلاقی. بیهودگی و بی‌نتیجگی اساس مخالفت اسلام با تفریح‌های ناسالم است. چه برسد به برخی از آن‌ها که نتیجه‌ی آن‌ها اثرات منفی در زندگی انسان است. به عنوان مثال خواب زیاد اگر از جنبه استراحت جدا شود، به تفریح ناسالم و مخرب تبدیل می‌شود. خداوند متعال با نهی کردن، مخالفت خود را با کارهایی که به ضرر انسان است اعلام کرده است. اگر عملی با فطرت انسان مخالف و صد درصد مانع رسیدن سالک باشد، تذکر مولوی به میان می‌آید که انسانی که سبک زندگی اسلامی را پذیرفته و در چارچوب آن حرکت می‌کند، موظف به اطاعت از آن‌هاست. اما کارهایی هم هستند که راه رسیدن را کُند می‌کنند، اما با کرامت اخلاقی منافاتی ندارد. خداوند متعال این‌ها را با تذکرات ارشادی به انسان گوشزد می‌کند.

آخرین قسمت از 24 ساعته‌های یک شبانه روز را استراحت تشکیل می‌دهد. غالب این قسمت را خوابِ شب و در برخی موارد نیز خواب نیم‌روز و قیلوله به کمک تجدید قوا می‌آیند. خواب عنصر اساسی در زندگی فطری است که هر انسان برای تجدید قوا در هر روز چندین ساعت به آن نیاز دارد. سبک زندگی غربی و اسلامی در مقدار و نحوه‌ی آن، نظرات آن‌چنان متفاوتی ندارند، اسلام فقط توصیه‌های دارد برای این‌که همین استراحت به ظاهر ساده نیز جنبه‌ی خدایی به خود بگیرد و حتی لحظات خواب نیز برای انسان عبادت به شمار بیاید.

در احادیثی از ائمه اطهار نقل است که اگر انسان با وضو بخوابد، بستر او عبادتگاه او می‌شود و اگر از دنیا برود، با اجر شهید از دنیا رفته است. همچنین نقل است که رو به قبله خوابیدن استحباب دارد یا حتی بهتر است قبل از خوب، انسان با شکم پر نخوابد، آب نخورد و دندان‌های خود را تمیز کند. این‌ها و بیش‌تر از این‌ها توصیه‌های عملی هستند که هم برای زندگیِ دنیوی خوب‌اند و هم برای زندگی اُخروی. چنانچه کسی خواب سالمی داشته باشد، روز سرحال‌تر است و بهتر می‌تواند به فعالیت‌های خود برسد.

تاکید می‌شود که سه قسمت کردنِ این 24 ساعته‌های زندگی به معنای سه قسمتِ 8 ساعتیِ منظم و پیوسته نیست. مقدار و موقع قرارگیری مواردی که ذکر شد به موقعیت و ویژگی‌های هر فرد بستگی دارد. اگر می‌خواهیم به سمت طرز زندگی اسلامی حرکت کنیم، باید وقت‌ها به گونه‌ای تنظیم شوند که بر مبنای اوقات عبادت باشند تا انسان بتواند در بهترین شرایط به فرائض خود بپردازد. همین که برنامه‌ریزی‌های زندگی را بر مبنای اوقات شرعی انجام دهیم، در چارچوب طرز زندگی اسلامی عمل کرده‌ایم. حداقل این که بگوییم فلان مراسم از اذان مغرب به مدت یک ساعت برگزار می‌گردد یا فلان جلسه از ساعت 11 آغاز و تا اذان ظهر ادامه دارد، این یعنی که ما اصالت را به نماز اول وقت داده‌ایم. همین تفاوتِ میانِ طرز زندگی غربی با اسلامی در اوقات روزانه است!

این‌ها اما نشدنی و دست نیافتنی نیستند. حتی در دنیای مدرنی که ابزار غربی حاکم است نیز می‌توان طرز زندگی اسلامی را پیاده کرد. سبک زندگی به هیچ وجه به زمان و مکان وابسته نیست. همانگونه که اجرای احکام و دستورات الهی نه منوط به حضور پیامبر و امامان است، نه منوط به حضور در یک جامعه‌ی اسلامی و نه هیچ چیز دیگر. البته قوانین اسلام بر پایه اعتدال است. نه تفریط و عدم پای‌بندی کامل به اصول درست است و نه افراط در آن‌ها. مسلمان هر چقدر هم که مؤمن باشد، از رسول اکرم(ص) که نمی‌تواند جلو بزند! رسول خدا نیز امور خلق را به مستحبات ترجیح می‌داد.

نقل است قبل از انقلاب، زمان تحصیل شهید عباس بابایی در یکی از دانشکده‌های هوانوردی آمریکایی، هم‌اتاقی شهید، فرد غیرمسلمانی بوده که برخی رفتار او مانند شرب خمر یا عدم توجه به طهارت برای شهید بابایی مشکل ساز بودده است. در مقابل، رفتار شهید بابایی در برابر او نمونه‌ای از تجلی طرز زندگی اسلامی است. شهید بابایی در عین خوش برخوردی با هم‌اتاقی‌اش، نخی در میانه‌ی اتاق وصل می‌کند تا بتواند حدود شرعی را از باب نجاست رعایت کند. همچنین در نوبتی دیگر، زمانی که شهید بابایی برای گرفتن امضای فارق التحصیلی پیش ژنرال ارشد دانشگاه می‌رود، نبود ژنرال در دفترش و رسیدن وقت اذان ظهر باعث می‌شود تا شهید بابایی در همان اتاق ژنرال روزنامه‌ای پهن کند مُهری که با خود داشته، فریضه‌ی ظهر را به جای می‌آورد. غیر از وقت شناسیِ شهید، ورود ژنرال و مواجه شدن با این صحنه هم روی دیگر قضیه است. این که غیر مسلمان‌ها پایبندی مسلمین به اعتقادات و ایمانشان به خدا را شاهد باشند، این ذهنیّت به وجود می‌آید که آن‌ها حتماً در کار، درس و مراودات روزمره زندگیشان نیز با خلق خدا صادق هستند.

در این‌جا ذکر برخی عادت‌های نامطلوب که با طرز زندگی اسلامی منافات دارند نیز خالی از لطف نیست. به عنوان مثال شب نشینی و بیدار ماندن از سر شب تا آخر شب در این سیر، خلل ایجاد کرده و مطلوب نیست. کسی که می‌خواهد سحر داشته باشد، باید شب قبل، موقع مناسبی به بستر رفته باشد. همچنین کارکردن خیلی زیاد به طوری که مانع از انجام دیگر امور روزمره شود نیز جزو رفتارهای ناهنجار است. این که شخصی دو سه شغل داشته باشد و بیشترین ساعات از شبانه روز را وقف آن‌ها کند، مسلماً به خانواده‌ی خود، تفریح و در نهایت استراحت مناسب نمی‌رسد. این نوع تقسیم‌بندی روزانه در طرز زندگی اسلامی جایی ندارد.