به افق دنیا | وبلاگ امیرحسین فقیهی وبلاگ شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ به افق دنیا ■ تحریرات امیر حسین فقیهی
رضاً برضاک

نگاهی به وضع قرآنی کشور

چهارشنبه ۱۸ اسفند ۸۹
1. سلام
2. قرار بوده قرآن اولین کتاب زندگی ما باشد. قرار بوده قرآن سرلوحه ما باشد. قرار بوده از قرآن پیروی کنیم. قرار بوده قرآن برای ما میزان باشد. قرار بوده به قرآن بها دهیم. قرار بوده قرآن بخوانیم و هزاران قرار دیگر...
3. در این مطلب اصلا قصد ندارم دلیل و آیه بیاورم و اثبات کنم که همه ی قرار های بالا باید برقرار باشد و حوصله این نیست که بعد از 30 سال بخواهم دلایل 30 سال پیش را عنوان کنم تا خواننده این مطلب بر لزوم فهم قرآن اطمینان پیدا کند.
در این مطلب قصد دارم نگاهی به وضعیت قرآن در جامعه‌ی ایران، سی سال پس از انقلاب اسلامی بیندازم. این دیدگاه ها از نگاه بنده هست که فکر میکنم زیاد با نهاد ها و اشخاص قرآنی کشور آشنایی و رابطه دارم.
اگر قرار باشد مسلمان باشیم و کشوری اسلامی داشته باشیم، به اولین نسخهی نوشته شدهای که باید ایمان داشته باشیم و عمل کنیم، قرآن است.
یعنی از فعالیت های روزمره مردم عادیمان گرفته تا رابطه های سیاسی بزرگان کشور، همه و همه باید طبق قرآن و اصول قرآنی باشد. حال ممکن است قسمتی از این درک ما نسبت به قرآن از کلام معصومین (ع) حاصل شود که مورد بحث ما نیست.
اول از خودمان شروع میکنیم. انصافا از خودمان سوال کنیم: در روز چقدر قرآن می خواهیم؟ چقدر ترجمه قرآن میخواهیم؟ چقدر تفسیر قرآن میخواهیم؟ یا اصلا اگر همهی اینها نشد چقدر قرآن گوش می دهیم؟ قبل از اذان که قرآن بخش میشود گوش می دهیم یا به محض پخش قرآن از صدا و سیما کانال را عوض می کنیم؟
همهی اینها به کنار، چقدر به قرآن عمل میکنیم؟ چقدر قرآن را معیار زندگی خود گرفتهایم؟ چقدر اعمال خود را با قرآن محک می زنیم؟ اصلا درکی از قرآن داریم؟

هم اکنون در کشور ما، سازمان ها و نهاد های دولتی مختلفی وجود دارد که از اهمّ وظایف آنان می توان به ترویج فرهنگ و معارف قرآن در جامعه اشاره نمود. وجود معاونت قرآنی در برخی از این سازمانها گواه این مدعاست.
به عنوان مثال به چند نمونه از این موارد که با آنها برخورد داشته ام اشاره می کنم:

- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
همانطور که از اسم این نهاد پیداست، مهم ترین ارگان دولتی که باید به امر ترویج قرآن مبادرت ورزد این وزارت خانه است. اما متاسفانه کارهای آنان معطوف شده به برگزاری چند همایش و نمایشگاه که البته ضمن مریزاد به آنها میگوییم این فعالیت ها جای کار دارد. چون اگر جامع و کامل بود، چرا هنوز در کشور مشکلات قرآنی فراوانی داریم؟
- سازمان تبلیغات اسلامی
این سازمان نیز وظیفه گسترش معارف دینی هر چند ظاهری را بر عهده دارد. ولی از بین فعالان قرآنی که بنده می شناسم فکر نمیکنم هنوز کسی موفق به دریافت کمک از سوی این سازمان شده باشد. البته چاپ بنر در تیراژ بالا برای مراسم محرم جای بسی خوشحالی است ولی کافی نیست.
- سازمان اوقاف و امور خیریه
شاید وظیفه این سازمان کمک به موسسات مردم نهاد قرآنی نباشد. ولی وقتی از موسسات مرتبط جواب منفی می شنویم، مجبوریم به سازمان اوقاف هم مراجعه کنیم که جواب باز منفی می شنویم. البته برگزاری مسابقات کشوری و بین المللی قرآن کریم که هر ساله توسط سازمان اوقاف برگزار میشود جای شعف و امیدواری است.
- کمیته مراکز فرهنگی شهرداری
با وجودی که این ارگان، مانند بقیه اسم و رسمی ندارد ولی باید اعتراف کنم تنها جایی که هنوز امیدی برای دریافت کمکهای مادی و معنوی وجود دارد، کمیته مراکز فرهنگی شهرداری است.

از همه اینها که بگذریم، کمک از دار القرآن ها و بنیادهای مذهبی هم معمولا نتیجه نمیدهد. چون خود آنها دولتی نیستند و از دولت کمک می گیرند. البته جای تشکر دارد که سازمان دارالقرآن وقت خود را صرف تهیه تاجگل جهت مجالس ترحیم می کند! صدا و سیما هم که نه وظیفه دارد و نه تمایلی به کمک های مادی یا معنوی خارج از سازمان دارد.
با وجود موارد ذکر شده، در کشور اسلامیمان کجا می توانیم برای ترویج قرآن کمک بگیریم؟ اگر وزارت ارشاد را تنها مرجع دولتی بدانیم که این وظیفه مهم بر عهدهی اوست، پس این هزینه ها کجا نمایان می شوند؟
ای کاش یک دهم از کمکی که به بازیگران برای برپایی نمایشگاه عکس(!) میشد، به یکی از فعالان قرآن کریم برای ترویج کتاب اول زندگیمان، قرآن می شد.
4. بار الها، به ما توان ده تا در این جنگ عظیم تبلیغاتی بر ضدّ اسلام و مسلمین، با ابزار های خودشان، دشمن را نابود کنیم.
5. یا علی