به افق دنیا | وبلاگ امیرحسین فقیهی وبلاگ شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ به افق دنیا ■ تحریرات امیر حسین فقیهی
مشکل از سبک عراقی و خراسانی نیست همه با قافیه عشق مصیبت دارند

جستاری پیرامون سینمای دفاع مقدس، بایدها و نبایدها‎

سه‌شنبه ۳۰ شهریور ۸۹
شاید شروع جنگ تحمیلی میان ایران و عراق در شهریور ماه سال 1359 را بتوان سر آغاز گونه‌ی سینمایی جدیدی در ایران دانست به نام "دفاع مقدس". سینمایی که ابتدا، تنها به مستندهایی محدود می‌شد که در طی هشت سال جنگ و با همان حال و هوای واقعی ایثار و شهادت ساخته شد. و شهید آوینی را می‌توان پایه گزار حرفه‌ای این ژانر سینمایی دانست. کسی که دستیار فیلم بردارش در عملیات مرصاد کسی نبود جز ابراهیم حاتمی‌کیایی که سال‌ها بعد توانست رشادت‌های یارانش را به تصویر بکشد و در سینمای دفاع مقدس جریان ساز باشد.
از سال 60 که اولین فیلم سینمایی جنگی در ایران ساخته شد تاکنون، سینمای دفاع مقدس به عنوان یک ژانر قدرتمند و تاثیر گذار به فعالیت خود ادامه می‌دهد. فعالیتی که در برهه‌های زمانی مختلف به دلایلی دارای فراز و نشیب‌هایی بوده است. با وجود این، با نگاهی به کارنامه سینمای دفاع مقدس در طی این بیست و چند سال، می‌توان آن را قدرتمندترین ژانر سینمای ایران معرفی کرد.
بازخورد و استقبال خوب مردم هم گواه این مدعاست که آنها به سینمای دفاع مقدس علاقه‌مندند و از آن تاثیر می‌پذیرند. آن چنان که حتی فیلم‌های جنگی، پای بسیاری از مردمی که با سینما بیگانه بودند را به سینما باز کرد.
اگر بخواهیم به آسیب شناسی این ژانر بپردازیم، عوامل کوچک و بزرگ زیادی را می‌توان یافت که در فراز و نشیب‌های این ژانر موثر بوده‌اند. از مدیریت غلط گرفته تا کم کاری‌ها و کم لطفی‌های عواملی چون نویسندگان و کارگردانان و به خصوص تولید کنندگانی که بیش از کسب سود، به این سینما از دید یک سینمای "مقدس" بنگرند.
در این چند سال اخیر دلایل منع کننده در سینمای دفاع مقدس آن قدر زیاد شده که متاسفانه شاهد افول پنجاه درصدی تولید فیلم در این ژانر هستیم. چنان چه تعداد معدود فیلم‌هایی هم که در این اواخر ساخته شد، نه تنها دلچسب نبود بلکه بعضا به سینمای دفاع مقدس ضربه‌هایی را نیز وارد کرد.
عده‌ای گمان داشتند که با وارد کردن طنز و لودگی می‌توان به اندازه کار رئال در این سینمای دفاع مقدس تاثیر گذار بود. در صورتی که هیچ‌گاه تاثیر یک فیلم رئال در این حوزه را نمی‌توان با یک فیلم طنز مقاسیه کرد.
موضوع "دفاع" نباید لوث شود. این مساله به خودی خود توسط بیگانگان مورد هجوم است و ما نباید با اشتباهات خود کاری کنیم که این مساله زیر سوال برود.
از مهم‌ترین وظایت ژانر دفاع مقدس، زنده کردن یاد و خاطره شهدا و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت است. فیلم سازان ما باید با اصل قرار دادن تقدس نبرد حق علیه باطل، به مسائل جنگ و پس از آن بپردازند.
یکی از موضوعات مهمی که می‌توان به آن پرداخت مساله سیاست‌های کلان جنگ و مسائل پس از آن است که در کشور‌ها کمتر به آن پرداخته شده. بُعد سیاسی جنگ و مساله جام زهر توجه بیشتری می‌طلبد. این مسائل را باید برای جنگ ندیده‌ها و جوان‌تر‌ها گشود تا بیگانگان تفکرات خود را بر ما چیره نکنند.
ژانر دفاع مقدس فقط برای آدم بزرگ‌ها نیست. مساله دفاع و جهاد، کودکان را هم پوشش می‌دهد. سینمای دفاع مقدس باید غیرت دینی، آزادگی و حس میهن پرستی را در کودکان ما پرورش دهد. نباید با کم کاری‌های سینماگران ارزشی، کودکان ایران زمین که پاسداران فردای این مرز و بوم هستند مغلوب فیلم‌ها و تفکرات هالیوودی شوند و ضد ارزش‌ها را ارزش تلقی کنند.
از طرفی باید آنقدر هوشیار بود که استفاده از ابزار غرب، برای مقابله با هنجار شکنی‌ها، موجب نشود تا فیلم های ما به سمت و سبک فیلم های تخیلی پیش رود. آنگاه است که به جای تاثیر گذاری، اثر سوء دارد.
یکی از فاکتور‌ها و عوامل مهمی که زنده ماندن سینمای دفاع مقدس وابسته به آن بوده و از این پس هم خواهد بود، جنگ دیده بودن عوامل تولید اعم از کارگردان و بازیگران است. این مهم تائیر بسزایی در موفقیت یک فیلم در ژانر دفاع مقدس دارد. چرا که در این ژانر ما با مساله دین و ایمان و عقیده و آرمان سر و کار داریم و کسانی می‌توانند به بهترین نحو این موضوعات را به تصویر بکشند که خود درد دیده و از بچه‌های جبهه و جنگ باشند.
نکته مهمی که در مورد کاراکتر‌های فیلم‌های جنگی و دفاع مقدس خیلی حائز اهمیت است، بحث قهرمان سازی است. باید به این نکته توجه داشت که در فیلم‌های حوزه دفاع مقدس به جای آن که ستاره سازی شود، باید قهرمان سازی کنیم.
قهرمان یک فیلم وظیفه انتقال پیام فیلم به مخاطب و تاثیر گذاری بر او را دارد. خوشبختانه سینمای جنگی ما تاکنون در این مورد موفق عمل کرده است. به عنوان مثال حاج کاظم آژانس شیشه‌ای، قهرمانی بود که به خوبی رسالت خود را انجام داد. یا در فیلم از کرخه تا راین، پیام فیلم از طریق شخصیت سعید به خوبی به مخاطب القا شد.
البته در جنگ هشت ساله ما که تعداد قرمانان و پهلوانان کم نیست، بهتر است به جای قهرمان سازی، روی موضوع معرفی قهرمانانی کار شود که مصداق آن عینیت داشته باشد. بدین معنا که تصویر همت‌ها، باکری‌ها، بابایی‌ها، صیاد‌ها، فهمیده‌ها و صدها قهرمان واقعی دیگر را با بهترین ابزار‌ها و به بهترین روایت‌ها بر پرده سینماها بیندازیم تا کودک ما باور کند که پهلوانان میهنش اینان هستند.
رابطه هنر و دفاع مقدس کشور ما به شکلی است که در حوزه رسانه مکتوب تلاش‌های بیشتری نسبت به سینما شده است. حال آن که هنر هفتم بارها و بارها بیش از مکتوبات می‌تواند اثر بخش باشد. و اما طرف خوب قضیه، داشتن داستان‌ها و روایت‌های بسیار قدرتمندی است که نویسندگان ما در طی این سال‌ها نگاشته‌اند که با اندکی همت می‌توان آن‌ها را به فیلم نامه‌های جذاب و اثر گذاری جهت ساخت فیلم تبدیل کرد.
ما "دا"ها و "بابا نظر"های فراوانی داریم که اگر با فکر و ابزار مناسب به تصویر کشیده شوند هزاران برابر نسبت به نوع مکتوب اثر گذارتر خواهند بود.
"جنگ" آنقدر ابعاد وسیعی دارد که بتوان درباره هر یک از آن‌ها یک فیلم سینمایی ساخت. مخصوصا آن که آن جنگ، از نوع دفاع باشد و دفاعی که مقدس است پا را از یک اتفاق ساده فراتر می‌گذارد و با عقیده انسان سر و کار دارد.
امام شهدا، خمینی خبیر، معلم و مراد همه ما، در همان بحبوحه جنگ گرم می‌گفت که جنگ سردی هم هست و دشمن هرگز عقب نشینی نخواهد کرد.
اگر باور کنیم «جنگ، جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست.» و «تا ظلم هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم.» پس باید ضمن نگه داشتن یاد و خاطره جنگ تحمیلی هشت ساله، با سلاح سینما به مقابله با دشمن و جنگ فرهنگی آن برویم. جنگی که آتش آن هیچ گاه شروع و پایان مشخصی نداشته و نخواهد داشت. جنگی که تک تک ما در آن ایفای نقش می‌کنیم و سینما باید به کمک دیگر ابزار‌های هنری و رسانه ای بیاید تا بتوانیم افکار شوم دشمنان را خنثی کنیم.
و بدانیم که خنثی کردن این توطئه‌ها که به هزار و یک نیرنگ وارد میهن ما می‌شود بار‌ها و بارها سخت‌تر از خنثی کردن مین‌های ضد نفر و ضد تانک است.
همان طور که در زمان جنگ، مرتضی آوینی وظیفه خود را شناخته بود و به خاطر آن جان خود را در این راه از دست داد، هم اکنون نیز به آوینی‌هایی نیاز داریم که با عشق و معرفت، راه آن را دنبال کنند و با استقامت در این راه سخت و پر تلاطم قدم بگذارند.
هر یک از ما، در هر حیطه‌ای که هستیم و در هر کجای این میهن اسلامی که با آرامش زندگی می‌کنیم، باید جواب سوال «بعد از شهدا ما چه کرده ایم؟» را طوری بدهیم که در مقابل آن‌ها سرافکنده و شرمسار نباشیم.