به افق دنیا | وبلاگ امیرحسین فقیهی وبلاگ شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ به افق دنیا ■ تحریرات امیر حسین فقیهی
هرچه مراد توست، در انبان خویش جوی

مروری بر نمایشگاه بیست و سوم کتاب تهران‎

یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۸۹
1. سلام
2. ان شا الله خیلی اجمالی میخواهم در مورد بیست و سومین نمایشگاه کتاب چند خطی بنویسم.
3. اول این که چرا نمایشگاه؟ اولا در ایران سرانه‌ی مطالعاتی خیلی پایین است و دوما ناشرانی هم که کتاب چاپ می‎کنند یا با استقبال خوبی مواجه نمی‎شوند یا کتاب را برای ویترین مغازه‎ها و برای نوعی تجارت چاپ می کنند. پس برای برخی صرفا محل نمایش تعدادی کتاب است که نتیجه ای در بر ندارد!
من در اولین روز و اولین ساعات شروع به کار نمایشگاه در مصلی حضور یافتم. خیلی از چیز های همان اول کار مشخص می شود.
ابتدا فکر می کردم مصلی مکان مناسبی برای نمایشگاه کتاب نیست، ولی ظاهرا با تدابیری که اندیشیده شده، مکان نسبتا مناسبی است. ولی من هنوز هم محل دائمی نمایشگاه ها را ترجیح می دهم.
به نظر من شبستان کلا برای برگزاری مراسم های غیر مذهبی مناسب نیست. اگر صیغه‌ی مسجد در آن جا خوانده باشند که وضع بدتر می شود و برای برخی محدودیت ایجاد می کند!
ترتیب غرفه ها که بصورت حروف الفبا چیده شده اند بسیار خوب است. ولی اطلاع رسانی در روز اول اصلا خوب نبود. به نسبت نمایشگاه هایی چون الکامپ و رسانه های دیجیتال، بسیار ضعیف عمل شده بود.
برخی انتشاراتی ها که با هر اسم و رسمی که بودند، آمده بودند و تجارت خودشان را می کردند. از موسساتی که کتاب آشپزی می فروختند بگیر تا موسسات مشهور که به اسم نویسنده، تجارت می کردند.
من دنبال چند کتاب بودن که خدا را شکر توانستم برخی را پیدا کنم. اما متاسفانه به دلایلی موفق به تهیه برخی از آنها نشدم.
تعدادی از کتابهایی که در لیست خرید من بود که به شما هم پیشنهاد می کنم:
- نفحات نفت (رضا امیر خانی)
این کتاب را نشر افق چاپ کرده که گفت کتاب عصر می رسد! آخر امیر خانی خودش چند ماه پیش گفت کتاب را به ناشر سپرده ام. یعنی فرصت کافی برای آماده شدن نبود؟
- حرف هایی که کهنه نمی شوند (سید مهدی شجاعی)
یکی از بهترین غرفه ه، غرفه ی بی سر و صدای نیستان بود. آقای شجاعی که نبودند ولی پسر ایشان (سید علی ) پشت کتاب را برای من امضا کردند(گفتین اینهمه راه اومدیم بزار یه امضا بگیریم عقده ای نشیم!)
- هنر تلاوت (غلام رضا شاه میوه)
من یکی دو سالی است به دنبال این کتاب می گردم. متاسفانه توزیع اصلا خوب نیست و نتوانستم آن را پیدا کنم. این کتاب توسط استاد خودم پیرامون نغمات موسیقایی تلاوت قرآن نوشته شده است.
- کتاب اول (نقشه تهران)
بارها و بارها خواستم این کتاب را بخرم ولی نشد. امسال هم ظاهرا در نمایشگاه شرکت نکرده بودند!
- غربزدگی (جلال آل احمد)
خیلی از کتاب های جلال خوشم نمی آید ولی تعریف این یکی را شنیده بودم و آن را خریدم. حالا باید بخوانم...
- فوتبال علیه دشمن (عادل فردوسی پور)
آقا عادل هم به تازگی دستی در نویسندگی برده و کتابی را ترجمه کرده که چشمه قرار است در نمایشگاه امسال عرضه کند که قسمت ما نبود. ظاهرا این کتاب به ابعاد سیاسی فوتبال می پردازد.
- تهران در بعد از ظهر (مصطفی مستور)
این کتاب را هم به خاطر نویسنده اش خریدم. بعید می دانم مستور کتابی بهتر از "روی ماه خدا را ببوس" نوشته باشد.
- کتاب های شهید آوینی
متاسفانه فقط توانستم 2 کتاب "انفطار صورت" و "فتح خون" شهید آوینی را بخرم. فعلا هم تجدید چاپ ندارند. ظاهرا خانواده شهید تصمیم دارند کتاب‌ها را چاپ کنند.
- کتاب های شهید چمران
با تعدادی از کتاب های شهید چمران در نمایشگاه امسال آشنا شدم و دو کتاب "عارفانه" و "نیایش ها" را تهیه کردم. عجم سالکی بود چمران . . .
4. و نهایتا این که ما رفتگر کتابخوان داشته باشم، بهتر از این است که مدیر کتاب نخوان داشته باشیم. البته باید توجه کرد که هر کتاب برای سنی نوشته شده و مخاطب خاصی دارد. یک کتاب می تواند ما را به انحراف بکشاند.
5. یا علی