وب‌سایت شخصی امیر حسین فقیهی وب‌سایت شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ نوشته‌های امیر حسین فقیهی
رضاً برضاک

معرفی

زاده شده به تاریخ هفدهم اردیبهشتِ یک‌هزار و سی‌صد و شصت و نه، درست یک‌سال پس از وفات امام روح الله و البته در بحبوحه‌ی پایان جنگ تحمیلی و فروپاشیِ بلوک سوسیالیسم در جهان.

متولّد شهر فخیم اصفهان، محله‌ی باستانی قَصرمُنشی، در امتداد چهارباغ خواجو، که یک سمتش به میدان امام می‌رود و سمت دیگرش به زاینده رود و پل خواجو.

باقی عمر را با طی دبستان ابن سینا، راهنمایی علوی، دبیرستان امام صادق و هنرستان امیرکبیر در اصفهان پشت سر گذاشتم و تا رشته‌ی کامپیوتر، گرایشِ مهندسیِ نرم‌افزار ادامه تحصیل داده‌ام. ادامه‌ی تحصیلات تکمیلی اما مسیرم به روابط بین‌الملل افتاده است که بیشتر حرف از حقوق می‌زند. مهم‌ترین اصلی که انسان‌ها را در کنار یکدیگر نگه داشته است.

به این‌ها اما باید قریب به دو سال زندگی در شهرستان هرند، از توابع اصفهان و مهاجرت به تهران را نیز افزود. زندگی در شهری کوچک و شهری کلان که هر کدام درس‌هایی نهفته دارند برای زندگی.

راهبریِ شرکت پارسی زبانان و جلوتر شرکت لحظه نگار، کارهایی هستند که پس از مُحصّل بودن، دیگر مشغله‌های من‌اند. اشتیاقم، دریافت مدام علم، و آرزویم، مداومت در ملازمت دانش است، که گفته‌اند تنها روزیِ جوینده‌ی علم است که بدون کار کردن می‌رسد.

چیزی را که الان خلق ارزش می‌نامند و قبلاً کارآفرینی نام داشت را ماموریت مدام زندگی‌ام می‌دانم. این روحیه قاعدتا از سنین کودکی شکل گرفته و امیدواریم که در آینده به نتیجه برسد.

اگر بخواهند توصیفم کنند، همین که بگویند در محضر قرآن بوده برایم بس است. وابستگی‌ام به کتاب الله از نوجوانی و پای جلسات سنتی قرآن شروع شد و بحمدلله این لوح محفوظ هنوز تنهایم نگذاشته است. باشد که هنگام استماع کلام وحی جان دهم.

در کارنامه‌ی زندگی‌ام دو سفر عمره ثبت است و چند بار زیارت امام رئوف و البته یک کربلا. صرف سفر را به مثابه‌ی اشل کوچکی از یک زندگی دیگر و پرچالش دوست دارم. غیر از سفر به اکثر استان‌های کشورم، مردم کشورهای امارات، ترکیه، عربستان، آلمان، چک و فرانسه را هم در دیار خودشان دیده‌ام. به راستی سفر با چه چیزی قابل معاوضه است؟

زبانم که قاصر است، اما قلمم سعی کرده آینه‌ای زلال از زندگی مردم باشد. با نوشتن زنده‌ام. کتاب سفر به قبله تاکنون تنها اثر رسمی‌ام بوده که سال ۸۹ به چاپ رسید.

سابق‌تر که فراق بال بیشتری داشتم برای نشریات مختلف می‌نوشتم. اما هیچ کجا بند نشده‌ام. از مجموعه‌ی همشهری شامل روزنامه‌اش و مجلات‌اش بگیر تا چند نشریه‌ی دیگر. از سایت‌های فلان و فلان بگیر تا فلان! که در این گیر و داد سیاست‌زدگی، هنوز کسی نتوانسته مرا گره بزند به چپ و راست.