وب‌سایت شخصی امیر حسین فقیهی وب‌سایت شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ نوشته‌های امیر حسین فقیهی
من نیستم، تو نیستی، او هست. و این آخرین حرف است

پخش زنده خودمانی / متن مصاحبه با روزنامه همشهری

سه‌شنبه 19 بهمن 95
همان کارآفرینی خودمان، اما مبتنی بر فناوری؛ این شاید خلاصه‌ترین تعریف از استارت‌آپ باشد که می‌تواند مفهوم آن را به خوبی برساند. حالا دیگر خیلی از متخصصان وب و فناوری، شانس و دانش خودشان را در این حوزه برای راه‌اندازی کسب و کاری به این شکل امتحان می‌کنند. هرکدام با ایده‌ها و طرح‌های نو و جدید که اتفاقا در دنیای امروز، طرفداران زیادی هم دارند. امیرحسین فقیهی، با همراهی تیم قدر و حرفه‌ای‌اش، برنامه‌ای جدید به نام لحظه‌نگار راه انداخته‌اند که حالا دیگر او و شرکت‌شان را به این نام می‌شناسند. فقیهی از چیستی و چرایی چنین برنامه‌ای و نحوه درآمدزایی استارت‌آپ‌ها، برایمان تعریف کرد.

***
شبکه‌های اجتماعی مجازی که ما می‌شناسیم، هرکدام بر اساس نوعی از محتوا بنا نهاده شده‌اند. مثل تلگرام که پست محور است. مثل اینستاگرام که عکس محور است. مثل توئیتر که متن‌های کوتاه آن را تشکیل می‌دهند. در واقع هر کدام بر اساس نوع محتوای خاص خودشان راه اندازی شده‌اند. اما اخیرا یک ترند در جهان بر مبنای «موبایل لایو استریم» تشکیل شده است. در واقع موضوع پخش زنده از طریق موبایل را مطرح می‌کند؛ یعنی شبکه‌های اجتماعی خاصی در بستر موبایل شکل می‌گیرند و نوع داده‌ای که در آن شکل می‌گیرد، فقط زنده است. «لحظه‌نگار» دقیقا همین است؛ لحظه نگار یک برنامه رایگان مثل تلگرام و اینستاگرام است که به شما قابیلت تماشای زنده فیلم دوستانتان را می‌دهد. یعنی شما نمی‌توانید فیلم و کلیپی که قبلا گرفته شده است را در لحظه‌نگار آپلود کنید. تولید محتوا در لحظه نگار به لحظه انجام می‌شود و همان لحظه، طرفدارها و دنبال‌کننده‌های شما می‌توانند پخش زنده شما را به صورت زنده و مستقیم ببینند. و در همان لحظه با چت و لایک، احساس‌شان را به شما منتقل کنند.

***
ما تعدادی جوان و دانشجوی علاقه‌مند به حوزه فناوری هستیم که مهمتر از رشته‌های تحصیلی مرتبط، هرکدام در این زمینه، تخصص‌های خوبی داشتیم. برای همین آمدیم و در سال 87، شرکت پارسی‌زبانان را راه انداختیم و در آن جلسات متعدد طوفان فکری تشکیل ‌دادیم. در واقع، محیط ویژه‌ای برای خودمان فراهم کردیم که بتوانیم در آن، ایده‌های جدید را مطرح کنیم. طوفان فکری راه بیندازیم. همه ما می‌دانستیم که سرعت رشد تکنولوژی مخصوصا در موبایل و وب به شدت زیاد است و اگر بخواهیم به روش‌های سنتی کسب درآمد، عمل کنیم و ادامه بدهیم، قاعدتا آن رشد خیلی زیادی که مد نظرمان بود، محقق نمی‌شد. برای همین هم بود که در جلسات هفتگی خودمان، هر ایده و طرح و نظری که داشتیم را بیان می‌کردیم. جلساتی مفرح و شاید غیر کاری که قرار بود فقط ایده بدهیم و نهایتا بررسی کنیم که اصلا اجرایی می‌شود یا نه. یکی از این همین روزها که دور هم جمع شده بودیم و جلسه داشتیم، یکی از مشتریان سابق ما که آدم سخنوری بود، تماس گرفت و یک مشکلی را مطرح کرد. او گفت من می‌خواهم بتوانم که سخنرانی‌های خودم را به صورت زنده پخش کنم. اما با سیستم‌های ناپایدار فعلی که اینترنت خیلی خوبی هم نیاز دارند و البته گران هستند، خیلی شدنی نیست. این نیاز، جرقه ایده‌های لحظه‌نگار را در سر ما زد.

***
مشتری این نیاز را مطرح کرد و بچه‌ها برای آن ایده دادند. نهایتا به این نتیجه رسیدیم که اگر می‌شد که بتوانیم با موبایل پخش زنده کنیم خیلی خوب بود. آن موقع چون شرکت کوچک و جمع و جوری بودیم، خیلی علاقه نداشتیم که سراغ ایده‌هایی برویم که زود به پول نمی‌رسند؛ بنابراین اگر می‌خواستیم نیاز مشتری را برآورد کنیم، یکی از اهدافمان کسب درآمد بود. اما راستش خیلی نمی‌دانستیم که این ایده عملی هست یا نه. برای همین، بچه‌های ما رفتند و تحقیقات مختلفی کردند و دیدند که اخیرا ترندی در جهان در حال شکل‌گیری است که بر همین موضوع پخش زنده استوار است. از آنجا بود که متوجه شدیم اولا امکانش هست، دوما این موضوع دارد رشد می‌کند و پررنگ می‌شود و ما دست روی نقطه جذابی گذاشته‌ایم اما خب هنوز مطمئن نبودیم که خودمان هم می‌توانیم پخش زنده کنیم؟ می‌توانیم برنامه آن را تولید کنیم؟ در واقع نمی‌دانستیم که توانایی فنی‌اش را داریم یا نه. برای همین یکی از بچه‌های تیم را مامور این کردیم که تو صرفا روی لحظه نگار کار کن. یعنی در آن دوره، از جای دیگر کسب درآمد کردیم و روی این موضوع هزینه کردیم تا صرفا این موضوع به نتیجه برسد. نهایتا اینکه از مهر ماه 93 تا بهمن 93 توانستیم یک محصول خیلی مختصر و البته پر از اشکال را ارائه کنیم که صرفا این ایده عملی شده باشد و البته قابلیت معرفی شدن را داشته باشد تا بعد مشکلاتش را حل کنیم. در واقع ما خیلی مشتاق بودیم تا ببینیم نظر کاربران و کسانی که قرار است از این محصول استفاده کنند صاحبان سبک درباره این محصول چه است؟ خوشبختانه همین محصول به جشنواره های مختلف ارائه شد که در جشنواره دانشگاه شریف و جشنواره کارآفرینی پل و مسابقه‌ای از کشور سوئیس توانستیم مقام‌های خوبی بدست بیاوریم.

***
بعد از این جشنواره‌ها، شرکت‌های مختلف سرمایه‌گذاری، از ایده ما خوششان آمد. بعضی از آن‌ها آمدند و با ما صحبت کردند. ما و آن‌ها، هرکدام دغدغه‌هایی داشتیم که قابل بحث بودند؛ مثل محتوای برنامه که باید روی آن نظارت وجود داشته باشد و یا بحث مجوز که تا آن موقع، هیچ مجوزی برای لایو تعریف نشده بود. نهایتا اینکه یکی از شرکت‌ها که خیلی علاقه‌مند به موضوع پخش زنده بود، بعد از مذاکراتی چهار ماهه، حاضر به سرمایه‌گذاری روی طرح و پروژه ما شد. از آن‌جا به بعد بود که تمام تمرکز شرکت روی برنامه لحظه‌نگار رفت. یعنی الان که حدود یک‌سال از سرمایه‌گذاری می‌گذرد، ما به جز لحظه‌نگار، کار دیگری نمی‌کنیم و در هیچ جشنواره‌ای شرکت نکردیم چون همه هدفمان توسعه و پیشرفت لحظه‌نگار است. در واقع شرکت پارسی زبانان هدفش این بود که در حوزه‌های الکترونیکی، ایده‌های خوبی داشته باشد. یعنی از اول آنقدر کارمان تخصصی نبود و ممکن بود ده تا شرکت دیگر هم در ایران، کاری شبیه به ما انجام بدهند. اما بعد از لحظه نگار، ما تبدیل شدیم به تنها شرکتی که کار لایو و زنده روی موبایل می‌کند. حالا چند ماهی می‌شود که نسخه اصلی لحظه‌نگار، در اپ استورهای مختلف برای مخاطبان وجود دارد. مرداد ماه امسال، این نسخه رسمی ارائه شد و تا به امروز، 15 هزار کاربر ثبت نام شده داریم. اولین مشتری ما دانشگاه امام صادق بود که مراسم مداحی و سخنرانی دهه اول محرم خودش را پوشش داد. برج میلاد، مرکز همایش‌های صدا و سیما و تدکس تهران هم از دیگر برنامه‌هایی بوده است که تا به حال لحظه‌نگار با آن‌ها همکاری کرده است. حالا افراد هرجای ایران و هرجای جهان که باشند، می‌توانند این برنامه را نصب کنند و هر منظره زیبا و جذابی که می‌بینند، مثل مسابقه فوتبال و یا هر اتفاق دیگری را با دوستانشان به اشتراک بگذارند. البته لحظه‌نگار امکان ذخیره‌سازی ویدئو را هم دارد که اگر کسی به لحظه به موبایلش دسترسی نداشت، مثل ویدئویی که قبلا وجود داشته و ضبط شده است، آن را ببیند.

***
ما به شکل یک سرمایه‌گذاری کاملا جدی و تقسیم منافع وارد مذاکره و همکاری شدیم. موقعی که شروع کردیم و سرمایه‌گذار گرفتیم، سه نفر بودیم ولی الان سیزده نفر هستیم. یعنی آن سه نفر بنیانگذارهای لحظه‌نگار و افراد دیگر اعضای تیم هستند. سود شرکت هم به تمام افراد تعلق می‌گیرد و صرفا سهامداران نیستند که از این موضوع نفع می‌برند. مسئله اینجا است که ایجاد یک کمپانی موفق و بزرگ، نیازمند طی مراحلی است. کاری که ما به شکل استارت‌آپ می‌کنیم، با روش کمپانی‌های سنتی متفاوت است. در واقع به این صورت است که ایده اولیه در ذهن یک نفر شکل می‌گیرد. بعد آن یک نفر تیمی را جمع می‌کند. به آن چند نفری که جمع می‌شوند، حقوق داده نمی‌شود، سهام داده می‌شود. این چند نفر یک تیم را تشکیل می‌دهند که مهمترین دستاورد تیم این است که کنار هم باشند. وقتی دعوایشان شد، دوباره برگردند. با اینکه اخلاقشان به هم نمی‌خورد، به هم نزدیک شوند و کنار بیایند. یعنی تنها چیزی که در آن مرحله مهم است، حتی ایده هم نیست؛ صرفا ماندگاری آن چند نفر در کنار هم است. بعد از آن وارد مرحله تولید محصول می‌شوند و محصول آماده می‌شود تا به همان حد اولیه می‌رسد. آن محصول را به سرمایه‌گذار ارائه می‌کنند و اگر توانستند نظر سرمایه‌گذار را جلب کنند، یک پول اندکی به آن‌ها تعلق می‌گیرد که تیم بتواند کارهای ابتدایی خودش را انجام بدهد؛ مثلا کرایه و هزینه های بسیار کم که نیازهای ابتدایی تیم را رفع می‌کند. بعد از آن مرحله‌ای است که پول بیشتری نیاز دارد. اگر کار شما به مرحله سوم برسد، معنی‌اش این است که آن استارت‌آپ یا شرکت، جای خودش را در بازار باز کرده است. ما الان در سرمایه‌گذاری مرحله اول هستیم. در استارت‌آپ، رشد شرکت موفق به صورت غربالی صورت می‌گیرد. در ابتدا استارتاپ‌های زیادی شکل می‌گیرند، بعد مثلا از بین این صد تا، فقط بیست تا می‌توانند خودشان را رشد بدهند و بالا می‌روند. دوباره از آن بیست تا ده تا بالا می‌رود. از آن ده تا چهار تا و نهایتا یک استارت‌آپ است که می‌تواند خیلی بزرگ و موفق بشود که اصطلاحاً به آن یونی کورن گفته می‌شود.

***
در یک استارت‌آپ چند نکته خیلی مهم وجود دارد که هرکدام اولویت یک است. یکی تیم است؛ تا شما توان تیم‌سازی خوبی نداشته باشید و تیم خوب و متخصص و متبحر و همدل نداشته باشید، این استارت آپ به نتیجه نخواهد رسید. چیزی که خوشبختانه ما توانستیم چنین تیمی را جمع کنیم. شاید یکی از دستاوردهای لحظه نگار که هنوز اوایل راه است، داشتن یک تیم خوب، کاربلد و متخصص است که بتوانند با هم کار کنند. نکته دوم تلاش خیلی خیلی زیاد است. به این صورت که اگر شغل کارمندی، از ساعتی تا ساعتی است، در کارآفرینی، اعضای یک تیم باید حداقل دو برابر یک کارمند کار کند. بچه‌های ما 15 تا 16 ساعت در روز کار می‌کنند و شاید اگر بیشتر از 16 ساعت هم می‌شد کار می‌کردند. به نظر من و فکر می‌کنم همه کسانی که در این عرصه هستند، اسم استارت‌آپ داشتن و کارآفرینی کردن، قشنگ است اما داخلش به شدت به تلاش و سختی نیاز دارد. کاری بسیار پرریسک و پر خطر و پر استرس است؛ برای همین افرادی که می‌خواهند در این حوزه کار کنند، باید افراد پرجرئتی باشند. از مشکلات نترسند، از مالیات فرار نکنند، از مشکلات حقوقی تعجب نکنند، اگر پولی را اشتباه خرج کردند، جا نزنند و آنقدر ادامه بدهند و شکست بخورند و جلو بروند تا موفق شود. واقعیت این است که یک کارآفرین موفق مجموعه‌ای از این شکست‌های کوچک است که توانسته این شکست‌ها را بدون عقب‌نشینی و سرخوردگی پشت سر بگذارد.

اشاره: این متن با تغییراتی در روزنامه همشهری مورخ ۱۸ بهمن ۹۵ چاپ شده است.