به افق دنیا | وبلاگ امیرحسین فقیهی وبلاگ شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ به افق دنیا ■ تحریرات امیر حسین فقیهی
گفتم که الف؛ گفت دگر؟ گفتم هیچ...

اخبار دقیقِ دقیق!

چهارشنبه ۲۵ تیر ۹۳
مدتی است به دلیل مسئولیتی که دارم، با خبرنگاران و دستگاه‌های خبری مختلفی در ارتباط هستم. نحوه تعامل با اصحاب رسانه را می‌دانم، اما چیزی که نمی‌دانستم و به تازگی با آن روبرو شدم، تناقضات برخی از این دوستان است با آن‌چه که به آن تعهد دارند و از آن‌جا که خودشان مدعی آن تعهد هستند، پس با خودشان تناقض دارند!
از رسانه‌های مکتوب و مجازی که عبور کنیم، زوس صحبتم با صدا و سیما است. شکی نیست که واحد مرکزی خبر - متعلق به سازمان صدا و سیما – خبرنگاران قوی و زبده‌ای را در اختیار دارد و واضح است که به خطّ مشی آن نیز کمترین خدشه‌ای وارد نیست، اما گویا تعداد معدودی پیدا شده‌اند که جزو همان متناقضاتی‌ها به حساب می‌آیند که دو مورد تر و تازه‌ی آن اشاره می‌کنم.
***
مورد اول، مدتی قبل اتفاق افتاد. خبرنگاری که برای گرفتن آمار دقیق از رئیس من، کم مانده بود با او کتک‌کاری کند! بحث سر این بود که مصاحبه کننده مثلا می‌گفت حدود 250 نفر شرکت کرده‌اند، اما آن خبرنگار الزاماً می‌خواست عدد دقیق 253 نفر را از زبان بنده‌ی خدا بیرون بکشد! (در لحظه مصاحبه، خود من به عنوان مسئول ستاد خبری آن‌چنان از رفتار آن خبرنگار خجالت کشیدم که سریع خودم را کنار کشیدم و دور شدم.)
حالا مسأله چه بود؟ این بود که خبرنگار استدلال می‌کرد سیاست ما بر این است که اخبار را دقیقِ دقیق مخابره کنیم. در این حد دقیق!
آن خبرنگار به جای آن که به دنبال رساندن صحیح و مطلوب یک پیام به مخاطب بیندیشد، در فکر این بود که خبر را - فارغ از محتوا - فقط دقیق مخابره کند. راستی مگر کار خبرنگار فقط مخابره است؟ مخابره دقیق اطلاعات را که یک بلندگوی بوقی هم می‌تواند به خوبی انجام دهد!

این مسأله البته مرا یاد یک کلک رسانه‌ای انداخت. کلکی که البته بیشتر رسانه‌های آن طرف آب از آن بهره می‌برند و آن را در اقناع و گمراه کردن مخاطب خود به کار می‌گیرند.
روش این کلک، درگیر کردن ذهن مخاطب در یک حلقه‌ی تصمیم‌گیری مجازی و غلط است تا موضوع اصلی را پیش‌فرض و صحیح بداند و اصلاً روی آن فکر نکند!
فرض کنید متن خبر این باشد که: «بر اساس انفجار دیروز، حداقل دو نفر کشته شده‌اند، در حالی که مسئولان محلی، این حادثه را تنها با یک کشته گزارش کرده بودند.»
ذهن مخاطب درگیر کدام موضوع است و اصل موضوع چیست؟ آیا اصل انفجار، دلیل آن، و عاملان آن موضوع مهم این اتفاق است یا این که آن بنگاه خبرپراکنی می خواهد حرف مسئولان محلی را اشتباه جلوه دهد و به صداقت آن‌ها خدشه وارد کند تا بتواند بهره‌ی خودش را از این موضوع ببرد؟
نمونه‌هایی از این دست زیاد است. خبرنگار خوب، خبرنگاری است که اصالت را به محتوای پیام می‌دهد. برای او، آگاه‌سازی مخاطب از سرعت انتقال خبر و ارائه یکسری عدد و رقم بسیار با اهمیت‌تر است. اتفاقاً دلیل پیشرفت اخیر بخش‌های خبری صدا و سیما و گزارش‌های جذاب و پرطرفدار برخی از خبرنگاران، دقت به همین نکته است. آن‌ها سعی می‌کنند محتوا را از دل رویدادها بیرون بکشند. با مردم که محور اصلی رویدادها هستند حرف بزنند و در اصل «حرفِ آن‌ها» را بزنند.
مشکل خبرنگار اول موقتاً با یک صحبت صمیمی حل شد. اما برای حل ریشه‌ای آن نیاز به بصیرت‌افزایی دارد که شاید به همین سادگی‌ها به دست نیاید.

اما مورد دوم، همین چند روز پیش اتفاق افتاد. یکی از خبرنگاران صدا و سیما (که همگی میشناسیم‌اش) برای پوشش یک رویداد مهم دعوت شد. او با گروه خبری‌اش پس از کش و قوس‌های فراوان و امروز و فردا کردن‌ها و یک بار لغو آفیش، در مکان رویداد حاضر شد. ما که فکر می‌کردیم زمان قهر کردن گذشته است، در همان ابتدا دیدیم که او از دادن کارت شناسایی به مسئولین حراست امتناع کرده و در حال برگشت است!
تعهد کاری ما و بنای بر تسامح باعث شد تا با تماس و دعوت مجدد، او را برگردانیم. اما چه می‌دانستیم که این برگشتن داستانی دارد. به هر حال گرفتن گزارش آغاز شد و من طبق روال، اطلاعات مورد نیاز را در اختیار می‌گذاشتم. می‌دانستم که آن‌ها بیش از من به اسم‌ها، عناوین و اطلاعاتی که می‌خواهند منعکس کنند حساس هستند. چه این که تجربه‌ی این مسأله را در اتفاق قبلی هم تجربه کرده بودم.
گزارش تمام شد، اما تماس‌های خبرنگار برای گرفتن اطلاعات بیشتر و بلکه دقیق‌تر از من قطع نشد. نهایتاً گزارش با تأخیر و به فاصله سه روز، از چند بخش مهم خبری پخش شد. امّا در کمال تعجب دیدم در گزارش همچون یک کار برنامه‌ریزی شده – و نه غلط سهوی – چند اشتباه وجود دارد!
حالا من نظاره‌گرِ تناقضی بودم که یک طرفش افراط در ارائه آمار دقیقِ دقیق بود و یک طرف دیگرش تغییر اطلاعات یک رویداد کشوری. البته برای من همین بس که فقط «کج‌سلیقگی» را دلیل آن بدانم و نه چیزهای دیگر را!
***
یکی از پست‌ترین اتفاقی که حوزه‌ی رسانه می‌تواند بستر آن باشد، «مصادره‌ی اخبار» است. این که یک طیف یا گروه، خبری را به نفع خودشان مصادره کنند، گویی که اصل آن کار را به نام خود زده‌اند. این مهم، منشأ بسیاری از بداخلاقی‌های رسانه‌ای می‌شود و برای آن‌هایی که در حوزه‌ی ارتباطات و رسانه فعالیت می‌کنند، بسیار مهم است که گرفتار این دام نشوند. دامی که دانه‌ی آن پول هست، پست هست، شهرت هست و چیزهای دیگری که کاملاً با آن تعهد رسانه‌ای در تناقض است.