وب‌سایت شخصی امیر حسین فقیهی وب‌سایت شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ نوشته‌های امیر حسین فقیهی
من نیستم، تو نیستی، او هست. و این آخرین حرف است

سبک زندگی، طرز زندگی(1)؛ چیستی و چرایی

پنجشنبه 3 مرداد 92

اشاره: در اولین نوشته از سلسله نوشتارهای «سبک زندگی، طرز زندگی» به ماهیت این دو مفهوم خواهیم پرداخت و نگاهی خواهیم داشت به تاریخچه و نظرات دو تفکر غالب اسلام و غرب بر چگونگیِ زندگی کردن انسان. این که آیا انسان در انتخاب سبک و طرز زندگی خود مختار است؟ این که چه الگوها و انتخاب‌هایی پیش روی انسان مسلمان یا انسان غربی وجود دارد؟ تفاوت عمده‌ی سبک زندگی در تفکر اسلامی و غربی چیست؟

شاید برای اولین بار از اوایلِ دهه‌ی هشتاد شمسی بود که موضوع سبک زندگی با همین عنوان در کشور ما مطرح شد و کم کم بین مردم جای خود را باز کرذ. عبارتی که تا قبل از آن، رنگ و بویی نداشت و برای ملت ایران جز سبک زندگیِ اسلامی و غربی، سبکِ دیگری از زندگی معنایی نداشت. نوع زندگی اول که در کلمه‌ی اسلامی خلاصه شده، عبارت بود از همان ملاک‌ها و معیارهایی که با احکام اسلام و روحیه ایرانی سازگاری دارد. دومی امّا مخالف آن، نوعی از زندگی کردن را شامل می‌شد که از روش گرفته تا هدف، بر مبنای تفکری کاملاً دنیوی پایه‌گذاری شده بود که غیب و معنا در آن جایی نداشت.

در همان زمان بود که بحث سبک زندگی در کشورمان در قالب کپی‌برداری و بومی‌سازیِ مبحثِ «لایف استایل» غربی مطرح شد و آهسته آهسته مجلات و روزنامه‌ها، سایت‌ها و شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای و تلویزیونی به آن پرداختند. سبک زندگی مورد نظر آن‌ها، روش و نوع پوشش، رفتار، تغذیه و حتی علاقه‌مندی‌های مردم بود. همت بر این بود که روش‌هایی برای زندگی بهتر بشر تعریف شود.

امروزه «سبک زندگی» را می‌توان جهت تبیین روشی مطلوب برای زندگی، یک موضوع کلی و فراتر از این عنوان کرد، حال آن که «طرز زندگی» در دل آن و به تبیین مصادیق می‌پردازد. می‌توانیم به همان مدل اسلامی- غربی سه دهه‌ی گذشته بازگردیم و سبک زندگی را با توجّه به آن، مجموعه‌ای از هنجارها و اعتقادات معنا کنیم و به طبع آن طرز زندگی را مدلِ ملموسِ زندگی کردن در چارچوب سبک زندگی.

طبق این تعریف، سبکِ زندگیِ اسلامی عبارت است از کلّیات دین و حدود و دستورات الهی برای به اجرا درآمدن و رسیدن به هدف نهایی. همان نکات ریز و درشتی که در رسائل توضیح المسائل بیان شده، غالباً به تبیین یک سبک زندگی اسلامی می‌پردازند. حلال‌ها حیطه عمل و حرام‌ها خطوط قرمزی را برای ما مشخص می‌کنند که قبول و تلاش برای اجرای آن‌ها، سبک زندگی اسلامی نامیده می‌شود.

به دنبال تعریف سبک زندگی، طرز زندگی به نحوه‌ی اجرای احکامی اطلاق می‌شود که در سبک زندگی پذیرفته‌ایم. سلایق شخصی، محل سکونت، فرهنگ و آداب و سنن و حتی فقیر و غنی بودن و شغل و منصب افراد در تبیین طرز زندگی اثرات مستقیمی دارد. همه‌ی این‌ها با توجه به چارچوب تعیین شده توسط سبک زندگی معنا می‌شود. به عنوان مثال اگر اسلام حد و حدود پوشش را بیان کرده، هیچ‌گاه رنگ و شکل آن را به عنوان یک واجب عنوان نمی‌کند و در واقع انتخاب این جزئیات به فردیت بر می‌گردد. تفاوت در نوع پوششِ یک کارمند تهرانی با یک مرد کُردی یا یک عربِ هرمزگانی را می‌توان از این نمونه دانست. این‌ها در طرز با هم تفاوت دارند و نه در سبک.

طرز زندگی غالباً اجباری نیست. این که چه بپوشم، چه بخورم، چگونه رفتار کنم، چگونه ادامه تحصیل دهم، چه شغلی برای خود انتخاب کنم، کجای این عالمِ خاکی سکنی گزینم، همه و همه به تمایلات فردی بر می‌گردد که در چارچوب سبک زندگی و برای میل به هدف آن انجام می‌شود.

این قلم احساس می‌کند که ما در کشور خودمان بیش از آن که یک گونه سبک زندگی به تبیین و تبلیغ سبک زندگی نیازمند باشیم، به بیان طرزهای زندگی برای مردم نیاز داریم. چرا که ملت ما مسلمان‌اند و به خودی خود در یک چارچوب مشخص زندگی می‌کنند. حرام و حلال را تمییز می‌دهند و مراقب‌اند تا در رفتارهایشان از ارزش‌ها عدول نکنند. اما پیش‌رفتِ جهان و گسترش تکنولوژی و به طبع آن رسانه‌ها و حجم عظیم تبلیغات باعث شده تا یک ایرانیِ مسلمان در انتخاب و گزینش جزئیات زندگیش در حوزه طرز زندگی نیاز به الگو داشته باشد. این که در بین انواع و اقسام غذاهای سنّتی و وارداتی، شخص کدام یک را برگزیند یا در میان انبوه مدل‌های پوشاک، کدام را برازنده‌ی خود بداند، مصداق همین مسأله است.

الگوسازی برای انسان امروز، بزرگ‌ترین دغدغه‌ی محافل فکری است. این که انسان چگونه کار کند، چگونه تفریح کند، چگونه تحصیل کند و چگونه تهذیب کند، از این دست سوالات هستند که اهمیّت پرداختن به مسأله طرز زندگی را روشن‌تر می‌کند. اهمیت این موضوع آن‌جایی روشن‌تر می‌شود که عدم وجود مصداق‌ها و الگوهای روشن و مناسب در حوزه طرز زندگی می‌تواند ورود و در نتیجه تغییر سبک زندگی انسان را در پی داشته باشد. یعنی وقتی شخصی نمی‌تواند نیازهایش را در چارچوب سبک زندگی اسلامی برطرف سازد، به سوی سبک زندگی غربی سوق پیدا می‌کند.

مستحبّات در دین ما، یک مجموعه‌ی نسبتاً کامل از جزئیات زندگی یا همان طرزهای زندگی کردن است. یعنی کسی که کلیات دین را پذیرفت، اسلام در جزئیات هم برایش پیشنهاداتی دارد. همان رنگ و جنس و نوع پوششی که کاملاً اختیاری است، به فراخورِ مکان و زمان تعبیر می‌شود و مناسب‌ترین انتخاب جلوی انسان قرار می‌گیرد.

ضرورت پرداختن به طرز زندگی در کشور ما، در حوزه تولید الگو و مدل بیان می‌شود. تولید الگو و مدل مساله‌ی مهمّی است که نبود آن در چارچوب سبک زندگی اسلامی، ممکن است فرد مسلمان را به سمت سبک زندگی غربی بکشاند. در نوشتارهای بعدی نمونه‌های ساده و قابل اجرایی بیان خواهد شد از طرز زندگی اسلامی - ایرانیِ خودمان که ظاهراً زرق و برق زندگی غربی آن‌ها را کمرنگ کرده و گویی آن‌ها را می‌بینیم.