به افق دنیا | وبلاگ امیرحسین فقیهی وبلاگ شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ به افق دنیا ■ تحریرات امیر حسین فقیهی
من نیستم، تو نیستی، او هست. و این آخرین حرف است

سرنگونی مرسی؛ شکست اسلام آمریکایی

جمعه ۱۴ تیر ۹۲
محمد مُرسی از ابتدای آمدنش هم نشان داده بود که نماینده‌ی اسلام واقعی نیست. البته هرچند آمدن او، دلیلی نداشت جز نارس بودن انقلاب مصر، اما پس از کسب رأی لازم برای تصدی ریاست جمهوری و آرامش یافتن نسبی کشور، می‌توانست با نشان دادن چهره‌ی واقعی اسلام، حداقل در حدّ اخوان المسلمینی که ما می‌شناختیم، خود را نه برای چند سال ریاست جمهوری، بلکه تا ابد نجات دهنده‌ی مردم مصر معرفی کند.

مرسی به نمایندگی از اسلام‌گراها -این واژه‌ی ساختگی رسانه‌های غربی- با وجود کوهی از مشکلات و موانع در مصر به میدان آمد. اما آیا خود او برای پیشرفت و عدالت و آزادی تلاشی کرد؟ چقدر از صحبت‌های او در مجامع عمومی تنش‌زدا بود؟ چقدر برای تحقق آزادی اسلامی در مصر قدم برداشت؟ برای آزادگی‌ای که اسلام از آن سخن می‌گوید، چه کرد؟ اگر اسلام‌گرایی به شیعه و سنی محدود نمی‌شود، چه قدم مثبتی برای اتحاد و پیوند میان تفکرات اسلامی برداشت؟

کسی که می‌توانست سهم به سزایی در روند رو به رشد مصر داشته باشد، یا ناتوان بود، یا به قصد در برخی عرصه‌ها جا پای حسنی مبارک گذاشت. ارتباط او با خانواده دیکتاتور سرنگون شده در اوایل تصدی ریاست جمهوری مرسی چه جایگاهی در فرهنگ انقلابی دارد؟

در یک سال ریاست مرسی، آیا جز این بود که حمایت‌های مصر از اسرائیل قطع نشد و حمایت‌های مالی و سیاسی آمریکا به سوی سرزمین نیل سرازیر شد؟ رابطه مرسی با ایران و رهبر آن، به عنوان یک کشور باثبات و پرنفوذ اسلامی در جهان چگونه بود؟ او حمایت‌های ایران به موج اسلام‌خواهی مردم مصر را چگونه پاسخ داد؟ آیا مرسی رفتار دوگانه غرب نسبت به حسنی مبارک، در آستانه انقلاب مصر را فراموش کرده بود؟

نگاهی به بازخوردهای سیاسیون جهان این مواضع را ثابت می‌کند. آمریکا و انگلیس ابراز نگرانی کرده‌اند که یکی از حامیان اصلی خود را در خاورمیانه از دست داده و نمی‌دانند آیا دولتی که با کودتا و حمایت نظامیان روی‌کار می‌آید، موافق نظرات آن‌ها عمل خواهد کرد یا نه.

عربستان و نوچه‌هایش اما خوشحال شده‌اند. خوشحالی از موضع ضعف! مبادا که دولت بعدی با آن‌ها آبش توی یک جوب نرود. غیر دیپلماتیک‌ترین و ناشیانه‌ترین موضع، موضع همین کشورها بود. کسانی که به رئیس جمهور موقت که از طریق نظامیان و نه با رأی مردم منصوب شده پیام تبریک می‌فرستند، چه درکی از دموکراسی و آزادی دارند؟

از این میان اما موضع سوریه، پاسخی است به کسانی که شکست مرسی را شکست اسرامگرایان می‌دانند. بشار اسد گفته که تحولات اخیر نشان دهنده‌ی سرنوشت کسانی است که از دین به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف جناحی خود بهره می‌گیرند. بشار اسد خود یک مسلمان است که حاضر نشد جلوی قدرت‌های جهان زانو بزند. او راه مقاومت اسلامی را در پیش گرفت و نه اسلام آمریکایی را. او با این حرف خود می‌خواهد بگوید اسلام، راه‌حلی عملی برای رسیدن به آزادی واقعی است. نه صرفاً یک شعار که عده‌ای به اسم آن بر مردم حکومت کنند.

بیداری اسلامی، راه خود را طی می‌کند. نه اسلام پایانی دارد و نه بیداری. تا وقتی اسلام هست، امید به بیداری ملت‌ها هست. اسلام خود یک محرک انقلابی و خود یک ناظر تمام عیار است. اگر مردم به خاطر اسلام به کسی دل بستند، هر آن او را ارزیابی می‌کنند و به محض این که خطا برود، او را بازخواست می‌کنند. بیداری اسلامی ادامه دارد.