وب‌سایت شخصی امیر حسین فقیهی وب‌سایت شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ نوشته‌های امیر حسین فقیهی
گفتم که الف؛ گفت دگر؟ گفتم هیچ...

نقد فیلم؛ واکنش به هستی

شنبه 7 بهمن 91
نقد، بیان نظر منتقد است به یک اثر هنری از زاویه دید خودش. این بیان نظر حتماً ملاک‌ها و معیارهایی دارد، اما آن‌چنان ملاک و معیار دقیقی نمی‌توان در ارزیابی نقد در نظر گرفت. همان‌گونه که برای یک اثر هنری نمی‌توان فاکتورها و سنگ محک‌های دقیقی که در یک چارچوب بگنجند را ترسیم کرد.
نقد، داور نیست و داوری نمی‌کند، بلکه می‌گوید اثر مورد نقد تا چه اندازه سر جای خودش نشسته و با هستیِ منتقد مطابقت می‌کند. نقد، واکنش منتقد است به اتفاقات هنری، که آن را در قالب دنیای خودش پذیرفته است.
اما از میان نقد اثرهای هنری، نقد در سینما جایگاه ویژه‌ای دارد. هر چند به طور کلی یک اثر هنری جلوه‌ای از جلوه‌های زندگی در غالب فیلم، داستان، شعر، تصویرگری یا هر هنر دیگری است، اما مدیوم سینما با بقیه متفاوت است. سینما آن‌چنان در این غالب می‌گنجد که می‌توان آن را خودِ زندگی تعریف کرد.
می‌توان گفت که این واکنش در صورتی رخ خواهد داد و منتقد، دست به نقد خواهد برد که برای آن اثر هنری «جان» قائل بوده و آن را در «هستی» ببیند. آن موقع است که منتقد می‌تواند آن اثر را از نگاه خود و در دنیای خود نقد کند و نظرش را بیان کند.
حال هرگاه یک اثر هنری در دنیای منتقد باشد و وی اثر را جلوه‌‎ای از خود ببیند و خالق اثر را نیز با خود بیگانه نیابد، «نقد موافق» پدید می‌آید و در غیر این صورت، هر چند اثر برای خود جان و جهانی داشته باشد، اما نقد اثر به «نقد مخالف» بدل می‌شود. عدم واکنش منتقد به اثر هم که نشان دهنده‌ی عدم وجود اثر و نداشتن هستی است.
نقد فیلم آن‌جایی اهمیت دارد که منتقد، آن اثر را موجود زنده‌ای می‌داند که جهان دارد و با جهان خودش رابطه‌ای در تعارض یا تعامل دارد. وقتی فیلمی نقد می‌شود یعنی آن فیلم ارزش نقد شدن را داشته و این یعنی که جهان فیلم مورد نقد قرار گرفته است. برای فیلمسازانی که مؤلف هستند باید گفت نقد اثر به معنیِ نقد فیلمساز است و این یعنی که فیلمساز جهان دارد و توانسته اثرش جلوه‌ای از جهانش باشد.