به افق دنیا | وبلاگ امیرحسین فقیهی وبلاگ شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ به افق دنیا ■ تحریرات امیر حسین فقیهی
گفتم که الف؛ گفت دگر؟ گفتم هیچ...

معنای جوایز متعدد خارجی به فیلم اصغر فرهادی چیست؟

سه‌شنبه ۹ اسفند ۹۰
همان‌گونه که مشخص بود، فیلم جدایی نادر از سیمین که دیگر از این به بعد باید The Separation خطابش کرد، پس از دریافت جوایز متعدد خارجی، نام خود را در میان برندگان اسکار نیز ثبت کرد.
این اتفاق مهمی است. اما از چه جهت و به چه دلیل؟ اولا باید گفت این فیلم، فیلم اصغر فرهادی است و نه فیلم سینمای ایران. آنانی که این فیلم را به سینمای ایران نسبت می‌دهند و تبریکات‌شان را نصیب سینمای ایران می‌کنند، بدانند که اولا سینمای ایران از نظر فنی و به بیان دقیق‌تر «فرم» در سطح فیلم جدایی نیست و ثانیا تعریف سینمای جمهوری اسلامی ایران با حرف و هدف فیلم جدایی در تناقض کامل است.
در مورد بعد فنی فیلم، جای ابهام نیست که این فیلم از لحاظ فیلم نامه، بازیگری، فیلم برداری، کارگردانی و غیره در درجه ممتاز قرار دارد. حتی فیلم به خوبی می‌تواند حرفش را بزند و آن ذهنیتی که در مورد مردم ایران دارد را به تصویر بکشد. اما تمام فیلم بعد فنی آن نیست، بلکه جایزه به چیز دیگری است.
خارجی‌ها و کسانی که دشمنی‌شان را نسبت به ایران ثابت کرده‌اند کارشان را خوب بلدند. اگر قرار بود فقط از بعد فنی به فیلمی جایزه بدهند، باید اولین جایزه را به بچه‌های آسمان مجید مجیدی که چند سال پیش نامزد دریافت جایزه اسکار شد می‌دادند. این همه جایزه برای این است که اولا این فیلم در راستای اهداف آن‌ها ساخته شده است و تصویری که آن‌ها می‌خواهند را از مردم ایران نشان می‌دهد و ثانیا با درشت کردن این فیلم، راه را برای دیده شدن آن در بین مردم اقصی نقاط جهان هموارتر می‌کنند.
عده‌ای می‌گویند کلمات و جملاتی که فرهادی موقع دریافت جوایز بر زبان می‌آورد، گویای صلح و دوستی است و این‌گونه به حرف‌های منتقدانش پاسخ می‌دهد. اما باید دانست، آن‌چه که دیده می‌شود، فیلم اوست و نه حرف‌های کارگردان. دوستان سینمایی بهتر می‌دانند که در مواجهه با یک فیلم نباید حرف‌های کارگردان را به آن الصاق کرد. بلکه فیلم هرچه در چنته دارد به تنهایی بیان می‌کند.
دو محور اساسی فیلم جدایی، دین و جامعه ایران اسلامی است. این فیلم دین و مذهب را در قالب یک زن فقیر نظافت‌چی نشان می‌دهد که گویی این دین پوسیده‌ی متعصب‌اش را از پدرش به ارث برده است. دین اسلام هم به راحتی در چند سکانس معرفی می‌شود. این که دین مال آدم‌های ترسو است و خودت قدرت تفکر و انتخاب نداری و برای کوچکترین مسائل باید از عالم دینی سوال کنی!
همچنین این فیلم به بهترین شکل می‌گوید که جامعه ایران برای زندگی خوب نیست و برای آینده‌ای بهتر باید از آن‌جا فرار کرد. بچه را که نماد معصومیت است مابین رفتن و نرفتن قرار داده و داستان را به نحوی سوق می‌دهد که پیروزی تفکر فرار از ایران کاملا مشخص است.
البته نکاتی که بیان شد به معنی نفی تمام آن موارد پیرامون جامعه ایران نیست. مشکلات و مسائل بسیاری وجود دارد که باید با نقد درون گفتمانی اصلاح شود. نه این که آن‌ها را بوق کرده و دست‌مایه‌ای برای دشمن قرار دهیم. اگر در همین فیلم یک شخصیت متدین و مومن واقعی هم به تصویر کشیده می‌شد یا اندکی از جذابیت‌ها و پیشرفت‌های جامعه ایران نشان داده می‌شد، آن‌وقت بود که می‌توانستیم بگوییم فیلم جدایی نادر از سیمین فیلم ایران و انقلاب است. البته آن موقع دیگر خبری از سیل جوایز خارجی هم نبود!