وب‌سایت شخصی امیر حسین فقیهی وب‌سایت شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ نوشته‌های امیر حسین فقیهی
رضاً برضاک

مسئولان نااهل، عامل مشکلات اسلام و جمهوری اسلامی

یکشنبه 15 آبان 90
در مورد انتخاب تیتر برای این مطلب، تردید بسیاری داشتم. این که چه تیتری برای موضوع نا اهل بودن مسئولان در جوامع مسلمان انتخاب شود. مصداق اما مشخص است. فرار مدیرعامل بانک ملی کشوری مسلمان به سرزمین کفر. دو عبارت کلیدی «فرار مدیرعامل بزرگترین بانک جهان اسلام» یا «فرار مدیرعامل بزرگترین بانک جمهوری اسلامی» را می شد در تیتر آورد. ولی از شدت زشت بودن و بد بودن موضوع، ترجیح دادم در متن به آن نگاهی داشته باشم.
اول از شعار جدید بانک ملی شروع میکنم. جمله ای که در چند سال اخیر، به خصوص در دوران مسئولیت مدیرعامل فراری تیتر شد و بانک ملی زیاد روی آن مانور می داد: بزرگترین بانک جهان اسلام. تقریبا در تمام شعبات بانک ملی هم باجه ای سبز رنگ تعبیه شده بود که شعار بانکداری اسلامی را تحقق بخشد. اما دریغ از این که وقتی باطن کار پست باشد، از دست ظاهر کاری بر نمی آید. یادم می آید برای اولین بار که شخصا با این باجه برخورد کردم، با حالت پوزخند ملایمی به متصدی آن گفتم: اینجا بانکداری اسلامی هست، جاهای دیگه نیست؟! البته الان بحث ربوی بودن سییستم بانکی کشور و مطرح کردن مشکلات عدیده ی این سیستم کپی شده از غرب را ندارم. ولی این گریز به دلیل این بود که مثالی باشد تا بدانیم با شعار تنها چیزی درست نمی شود.
جدای از این مورد و به دور از ادعای این بانک که مسلما بر آمده از تصمیم مدیرانش است، باید به این نکته اشاره کرد که بانک ملی یک نهاد دولتی نظام جمهوری اسلامی ایران است که اکثر حسابهای مهم دولتی نیز در آن جریان دارد. مسلما و قطعا مدیریت و تمامی مسئولین این بانک جزو مسئولین نظام به حساب می آیند. حتی کارمندی که پشت باجه، با مشتری و ارباب جوع با نرمی برخورد می کند، به حساب نظام و سیستم دولتی نوشته میشود. اما مساله مهم اینجاست که چرا باید مسئولی در نظام جمهوری اسلامی، نا اهل باشد؟ کسی که یک شبه نا اهل نمی شود یا به همه چیز پشت پا نمی زند. حتما مقدماتی دارد و آن مقدمات همان نکات ریز و درشتی است که اسلام 1400 سال پیش گفت و رهبران جمهوی اسلامی 30 سال است دارند آن را فریاد می زنند. اما کجاست گوش بدهکار؟
این مشکل از کجا سرچشمه میگیرد؟ آیا اشکال در سیستم گزینش بوده که ایشان را به استخدام دولت در آورده؟ آیا اشکال از سیستم نظارت بوده که به ایشان اجازه هرنوع فعالتی را داده؟ آیا اشکال از مدیریت بالاتر بوده که ایشان را در پست مناسبی قرار نداده؟ همه اینها هست ولی آیا نمی توان گفت مشکل اصلی، شخص متهم است که به رسم نمکدان شکستن، اینچنین آبروی نظام جمهوری اسلامی ایران را می برد؟ چرا یک مدیر باید بتواند تابعیت چند کشور را داشته باشد؟ چرا یک مسئول و حقوق بگیر از بیت المال باید بتواند خانه چند میلیاردی خریداری کند؟
در اطرافمان میبینیم کارمندان و مستخدمین دولتی که هر روز هفته کار میکنند و با وجود مسئولیت کمی که دارند، پس از بازگشتن از سر کار، دیگر رمقی برای کارهای متفرقه ندارند. پس چطور یک مدیر عالی رتبه نظام می تواند در آن واحد چندین پست و مسئولیت داشته باشد و به چندین کشور سفر کند و به فکر روزی باشد که به محض رخ دادن جنگ داخلی یا خارجی، فرار را به قرار ترجیح دهد؟
از انقلاب اسلامی بیش از سی سال گذشته است. همانطور که وعده های امام راحل در کشورهای عربی و با شروع بیداری اسلامی در حال تحقق است، جدی نگرفتن هشدارها و توصیه های امام پیرامون مشکلات جوامع اسلامی هم زمینه ساز مشکلاتی شده است. اگر از تمام توصیه های امام به مسئولین، فقط عبارت تهذب نفس و تخصص در کار را آویزه گوشمان می کردیم، الان به جز دین و فرهنگ و مقاومتمان، در صنعت و تکنولوژی و علوم روز هم الگویی بودیم برای کشورهای دیگر.
برای مسئولین نظام اسلامی هیچ بهانه ای قابل قبول نیست. واقعا مسئولین کشور ما چه کمبودی دارند؟ جز این است که اول و مهم تر از همه، راهنما و مقتدای آگاهی دارند که راه را برایشان روشن میکند؟ جز این است که حسابهای دولتیمان متصل به دریای بی کران نفت است؟ جز این است که ایرانیان جزو باهوش ترین و زیرک ترین مردمان جهان هستند؟ جز این است که اکثریت کشورما را جوانان تازه نفس و ارزشی تشکیل داده اند؟
حضرت مولی الموحدین، علی (ع) در سخنی فرمود: کافری که در کفرش راسخ باشد، از مسلمانی که در ایمانش سست است، ارجح است. به جهان پیرامونمان بنگریم. به تبلیغات رسانه ای کفار. به سست عنصری خودمان و به مسئولیت سنگینی که بر تک تک ماست: انتظار.