به افق دنیا | وبلاگ امیرحسین فقیهی وبلاگ شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ به افق دنیا ■ تحریرات امیر حسین فقیهی
گفتم که الف؛ گفت دگر؟ گفتم هیچ...

ازدواج اسلامی؛ ازدواج ایرانی؛ ازدواج سلطنتی

سه‌شنبه ۲۰ اردیبهشت ۹۰
چند روز پیش در بریتانیا، به زعم بنده اتفاق جالبی روی داد. یک ازدواج سلطنتی! البته ازدواج اتفاق جالبی نبود و سلطنتی بودن آن هم. اما جلب توجهش برای من از آن منظر بود که مواردی را در آن دیدم که به چشمم خیلی بزرگ آمدند که وقع دیدن آنها را نداشتم. چیزهایی که در مقایسه با ازدواج های خودمان خیلی فرق داشت.
برای این که این موضوع بهتر قابل درک باشد، من سه نمونه ازدواج مثال میزنم که فکر میکنم هم شباهت های زیادی با هم دارند و هم تفاوت های زیاد.
اول. ازدواج اسلامی: همان نکاهی که حضرت رسول گفت سنت من است. تعریف آن در قرآن آمده و اهل بیت(ع) هم آن را اجرا کرده اند و بالاخره این که نسخه مدونی به دست ما رسیده است.
دوم. ازدواج ایرانی: همان شلم شوربایی که ما ایرانی ها برای پیوند دو انسان اجرا میکنیم و به آن میگوییم مراسم ازدواج. که البته این مراسم کلی پس و پیش دارد تا کاملا اجرا شود. برخی از این رسم و رسومات از ازدواج اسلامی کنده شده و برخی از آن نیز بصورت بدعت پدید آمده است.
سوم. ازدواج سلطنتی: پیوند دو انسان غربی، با ارزشها، معیارها و ضوابط خودشان، اما با دین مسیحیت و اعتقادات مربوطه. تفاوت این ازدواج با دیگر ازدواج های غربی-مسیحی این است که برای این ازدواج در لحظه میلیون ها نفر شاهد آن هستند و هزینه بیشتری نیاز دارد.
اما مساله قابل تامل این است که ظاهرا چیزی که در ایران اتفاق می افتد، این است که ازدواج ایرانی چیزیست میان ازدواج اسلامی و ازدواج سلطنتی غربی!
گواه این ادعا استفاده از المان های اسلامی همچون استفاده از قرآن سر سفره عقد یا نحوه خواندن صیقه محرمیت در مراسم ازدواج و از طرفی بکار بردن برخی الگوگیری های غربی در آن می باشد.
منظور از الگوگیری های غربی همان ارزشها و روشهایی است که جزئی از برگزاری یک مراسم ازدواج سلطنتی غربی است و ما آنها را در ازدواج های خودمان بکار می بندیم.
نکته های ریز و درشت بسیاری هست که باید یاد آور شد. به عنوان مثال در ازدواج سلطنتی، نوع پوشش، جنس لباس، مبلغ حلقه طلا، تعداد مهمانان و مسائلی از این قیبل جزئی از ارزشها به حساب می آید که دقت در آنها کیفیت مراسم ازدواج را بالا می برد. اما ما در ازدواج اسلامی اصلا چنین فاکتورهایی را نمیبینیم و ارزشها چیزهای دیگری هستند.
در این مقال قصد نقد ازدواج غربی و عیب گیری از آن نیستم. بلکه میخواهم به نکته ظریفی اشاره کنم که در یک مراسم ازدواج غربی خیلی پررنگ است و در ازدواج های ایرانی بسیار کمرنگ. و آن حضور صد در صدی کتاب و کلام الهی در متن مراسم عقد و عروسی سلطنتی است که متاسفانه در مقایسه با ازدواج های ایرانی باید گفت به عنوان یک مسلمان، بنده شخصا در زندگی هیچگاه شاهد حضور جدی و کاربری قرآن کریم به عنوان یک کتاب زندگی ساز و هدایتگر بشر در اینگونه مراسمات نبوده ام.
اصل بحث اینجاست که ما به ظاهر مسلمانیم، ولی نه معیارهای انتخاب همسرمان مطابق با اسلام و درستورات اسلامی است، و نه اجرای خود مراسم ازدواج.
این در حالی است که ازدواج یک عبادت است که خداوند باری تعالی بصورت یک امر مستحب در اختیار بندگانش قرار داده است. آیا میتوان عبادت را با گناه مخلوط کرد؟ آیا می توان در عبادت، راهی جز راه مشخص شده توسط پروردگار را طی نمود؟
البته بنده کل مسلمین را با یک چوب نمیرانم، چرا که معتقدم در خارج از ایران یا حتی در برخی از مناطق ایران، آنچه که باید اتفاق افتد، می افتد. به عنوان مثال در برخی کشورهای عربی به خصوص مصر، در اثناء مراسم عروسی قراء خوب قرآن کریم به تلاوت قرآن می پردازند.
چنانچه در ازدواج سلطنتی اخیر بریتانیا هم دیدیم، غرب به ظاهر بی دین هم اگر اعتقادی به خدا و پیغمبر و کتاب مقدس و آیین هایش دارد، آنها را اجرا میکند. جای تاسف است که در یک ازدواج سلطنتی، به زیباترین شکل تورات خوانده شود و حضار با جان و دل استماع کنند ولی در یک ازدواج ایرانی هیچگاه شاهد خواندن قرآن به عنوان کتاب آسمانی ما مسلمانان نباشیم.
وضع تا آنجا خراب است که خیلی از ما نمیدانیم بهتر از حرف ها و نصیحت هایی که در ازدواج سلطنتی مطرح شد، در دین اسلام هم داریم. اما دریغ از یک بار تورق قرآن کریم یا استماع آیات الهی در یک مراسم عبادی مهم به نام ازدواج.