به افق دنیا | وبلاگ امیرحسین فقیهی وبلاگ شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ به افق دنیا ■ تحریرات امیر حسین فقیهی
رضاً برضاک

راه خطای علوم انسانی از مدارس ما شروع می شود‎

چهارشنبه ۶ بهمن ۸۹
1. سلام
2. همانطور که می دانید، چند وقتی است در برخی محافل علمی، بحث سر "علوم انسانی" در کشور ماست. این که با مفهوم علوم انسانی آشنا نیستیم و کارکشته علوم انسانی معاصر در ایران کم داریم. بحث های خوب و جدی صورت گرفته، اما من به تعبیر خودم مشکل را از قبل تر می بینم.
3. علم انسانی یا علومی که به وجود انسان می پردازد، مهم ترین و اصلی ترین علومی است که انسان باید بداند. این علم، علم خود شناسی است. علم معرفت به خود است و از ابتدای خلقت نیز وجود داشته.
خوشبختانه در قدیم الایام، ایران ما مهد بسیاری از نوابغ علمی در علوم انسانی بوده است. فلاسفه بسیاری در ایران زاده شده و تلاش های بسیاری کردند و آثار گران بهایی از خود به جای گذاشتند. اما به مرور، این تحرکات و فعالیت ها در کشور ما کم شد تا این که اکنون به مرز صفر رسیده است. در عوض در جهان غرب، به این علم بیشتر توجه شد و افراد بسیاری ساخته شدند که برخی از آنها دارای نظریه های متحول کننده ای نیز بوده اند.
در ایران شاید بتوان از علامه محمد حسین طباطبایی (ره) به عنوان آخرین فیلسوف معاصر یاد کرد. کسی که با رفتنش خیلی از مسائل علوم انسانی نیز مخفی ماند.
حال اگر بخواهیم به آسیب شناسی این نکته بپردازیم که اصولا چرا کشوری با یان بنیه علمی و ذهنی، نباید عالم انسانی پرورش دهد، جای بسی تفکر است.
به نظر بنده این به نظام آموزش و پرورش ما بر میگردد. جایی که بیشترین تفکر یک فرد ایرانی در آن شکل می گیرد و در آینده تکامل می یابد.
متاسفانه روندی که فعلا در کشور وجود دارد، بدین صورت است که دانش آموزان مقطع اول دبیرستان، در این سن و با توجه به نمره این سال، غربال شده و هریک به سمتی سوق داده میشوند.
معمولاً باهوش ترین، با استعداد ترین و با درک ترین آنها از نظر دست اندر کاران را به "ریاضی فیزیک" می فرستند. گروه بعدی که نمره پایین تری کسب می کنند را به سمت "علوم تجربی" سوق می دهند. و بس!
همین دو گروه، نوجوانان با استعداد ما هستند که آموزش و پرورش برایشان برنامه میریزد و بیشترین سرمایه گزاری را برایشان انجام می دهد.
غیر از اینها، عده کثیری می مانند که هدایت می شوند به سوی علوم انسانی، فنی و حرفه ای و کاردانش. آنها کسانی هستند که نمره خوبی در سال اول دبیرستان کسب نکرده اند.
اولا که همین تقسیم بندی اشتباه است. باید در سنین پایین تری تقسیم بندی های فنی و تئوری صورت گیرد. و ثانیا حالا که تقسیم بندی شد، اگر قرار باشد هر کس از روی علاقه رشته ای را انتخاب کنم، پس یعنی کسانی که به فنی و حرفه ای می روند واقعا به رشته های فنی علاقه دارند؟ یا کسانی که با نمره بالا به رشته فیزیک هدایت می شوند آیا واقعا عاشق رشته خود هستند.
از اینها که بگذریم، رشته علوم انسانی نیاز به دانشجویانی دارد که از درک بالایی برخوردار باشند و بتوانند مباحث عمیق فلسفه را تجزیه و تحلیل کنند. پر واضع است که وقتی ما دانش آموزان با استعدادتر را به رشته های غیر علوم انسانی هدایت می کنیم، در آینده وضعی بهتر از این نخواهیم داشت و باید منتظر بمانیم تا دیگران برایمان تولید علم کنند.
و این مشکلا راهی ندارد جز این که اولا مسیر زندگی شخص از مقطع راهنمایی مشخص گردد و دوما واقعا با توجه به علاقه، تفکیک رشته ای بشوند. چه با کسانی که پس از کسب مدارج بالا از دانشگاه های معتبر، دریافته اند که استعداد و علاقه شان در این رشته نبوده است و می توانستند در رشته ی دیگری بهتر ظاهر شوند.
4. امید داریم با مدیریت صحیح، اوضاع بهتر شود و حرف مقام معظم رهبری را که می فرمایند تولید فکر و علم داشته باشیم را عملی سازیم.
5. یا حق