به افق دنیا | وبلاگ امیرحسین فقیهی وبلاگ شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ به افق دنیا ■ تحریرات امیر حسین فقیهی
رضاً برضاک

نگاهی به رابطه مرگ رهبران دنیا با رهبری‌شان

چهارشنبه ۱ آبان ۸۷
تصمیم دارم ان شا الله در این پست نگاهی داشته باشم به نوع زندگی، نوع رهبری، نوع محبوبیت و نوع مرگ برخی رهبران دنیا و مقایسه آن‌ها و نتیجه‌گیری از دیدگاه خودم.
اجازه دهید ابتدا از کشورهای دیگر شروع کنیم. فکر می‌کنم روسیه خوب باشد. چندین سال پیش یکی از رهبران مذهبی دروغین روسیه به نام راسپوتین بر مردم حکومت می‌کرد. کسی که اگر زندگی‌نامه او را بخوانید به پَست بودن و دروغین بودن او پی می‌برید. کسی که از راه‌های غیر مشروع توانسته بود محبوبیت خاصی را بین طرفدارانش کسب کند، به طوری که او را دارای نیروی معنوی خاصی می‌دانستند. اما مرگش، یکی از بد شکل‌ترین مرگ رهبران دنیا را داشته است. با تعداد زیادی گلوله کشته می‌شود و پس از مرگ او، مردم جشن می‌گیرند! جشن رهایی از دست ظالم.
نفر بعدی هیتلر است. مشخص است که او فاشیستی بیش نبود و آخر هم مجبور به خودکشی کرد و آیا یک نفر در نبود او گریست؟ آلمانی بود که خود را نژاد برتر می‌دانست و نه تنها مردم کشور خودش، بلکه بسیاری از مردم جهان از دست او به تنگ آمده بودند.
یرویم سراغ گاندی، شیر مردی که یک تنه جلوی استعمار ایستاد و مقاومت کرد. کسی که سرلوحه خودش را هم سرور آزادگان جهان، حضرت حسین ابن علی (ع) قرار داده بود. مرگ او هم رفتن خوبان بود و مردمی که برایش گریستند.
برای این که ادای دین کرده باشم فقط اجازه بدهید اسم صدام ملعون را هم بیاورم که زندگی و مرگش بر همه آشکار است.
امّا اجازه دهید برویم سراغ ایران خودمان. رضا شاه پهلوی که سال‌های نه چندان زیاد با زور بر مردم حکومت کرد و پس از مرگش نه تنها پسر راه پدر را ادامه نداد، بلکه حاضر نشد پدر را در وطن خاک کند. آیا کسی از رفتن او ناراحت شد؟ حتی انگلیس‌ها هم خوشحال شدند و پسرش را روی کار آوردند. کس که بدتر از پدر، حتی همان خدماتی که رضاخان برای مردم انجام می‌داد هم نداد. با زور می‌خواست حکومت کند و چه بسا حکومت با ظلم دوام ندارد. آخرش هم مرد و چیزی جز چند بچه نادان و بدتر از خود به جای نگذاشت. و البته نفرین یک ملت!
پس از آن، مردی ساده که خود و خدای خود را شناخته بود و جز خدا به کس دیگری توکل نداشت، خیلی محکم جلوی زور ایستاد، حرف حق زد و مردم مسلمان ایران را به سوی تشکیل جامعه‌ای اسلامی رهبری کرد. امام خمینی (ره) که بود و نبودش در دل مردم بود. کسی که با رفتن خود نه تنها مردم کشورش بلکه مردم مسلمان جهان را در غم فرو برد. کسی که در وطن خود مرقد و بارگاه دارد و کسی که یادگاری از خود به جا گذاشت که بتواند به خوبی از پس مشکلات پس از خود برآید.
یک پیش‌بینی کنم. از آن‌جایی که دیر یا زود مرگ به سراغ همه انسان‌ها می‌آید، کسانی مثل فیدل کاسترو، هوگو چاوز و نلسون ماندلا هم عاقبت مشخصی دارند. کسانی که با مرگشان ملتی را می‌گریانند و برای همیشه در خاطره‌ها می‌مانند.