به افق دنیا | وبلاگ امیرحسین فقیهی وبلاگ شخصی امیر حسین فقیهی

بسم الله ■ به افق دنیا ■ تحریرات امیر حسین فقیهی
مشکل از سبک عراقی و خراسانی نیست همه با قافیه عشق مصیبت دارند

اصلاحات مصارف!

چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۸۷
الگوی مصرف. چه اسم غریبی! اسمی که باید از ابتدای زندگی با ما باشد، بعد از 30 سال به گوشمان می‌رسد و تازه به فکر آن می‌افتیم که چیست. ابتدا آن را بشناسیم و سپس به فرمایش مقام معظم رهبری عمل کنیم و الگویی که نبوده یا بسیار اشتباه بوده، چه سخت است اصلاح آن. خدا را شکر که یادمان اناخته‌اند و الّا لابد تا آخر عمر این الگو روز به روز به سیاهی و این ملت روز به روز به تباهی می‌رفت.
همین این سه کلمه‌ی اصلاح، الگو و مصرف برای من کلمات کلیدی مهمی هستند که باید در آن تفکر کنم. از وقتی دانشجو شدم، نگاه جامعه به من عوض شد و به دسته‌ی تحصیل کرده‌های کشورم پیوسته‌ام. من می‌بایست در همه امور زندگی‌ام، یک الگوی مشخص را سرلوحه خودم قرار می‌دادم که ندادم یا اگر دادم عمل نکردم. به هر نحو، حالا نوبت آن است که منِ دانشجو به تفکر و اجرای بهترین الگوی مصرف در جامعه‌ام بپردازم و چه الگویی بهتر از نمونه‌های خداوند بر زمین، رسول خدا و هر آنچه رسول می‌پسندد. و این عملی نیست مگر با همت امثال من و دیگر اقشار تاثیر گذار جامعه مانند مسئولین، روحانیون و غیره که بحقه می‌توانند کمک شایان توجهی داشته باشند.
اجازه دهید گستره بحثم را به دانشگاه محل تحصیلم محدودتر کنم و آن را به مسئولین آموزشکده متمرکز کنم. راه کار عملی اصلاح الگوی مصرف، فرهنگ سازی است و این مهم تحقق نمی‌یابد مگر با همت مسئولین آموزشکده.
شاید فرهنگ‌سازی برای تک تک دانشجویان به خصوص کسانی که از اقصی نقاط میهن با انواع آداب و رسوم می‌آیند کمی سخت باشد ولی مسئولین با قوایی که دارند و با برنامه ریزی‌های کلی می‌توانند بر تک تک دانشجویان اثر بگذارند و الگوی آن‌ها را به بهترین حال تغییر دهند.
یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین مسئولیت‌های آموزشکده بر عهده مسئول رستوران است. مکانی پر هزینه، پر مخاطب که در عین حال با اسراف زیادی روبروست.
موضوع را با وی در میان گذاشتم و دریافتم چه دقیق و تیز بینانه باید به مسئولیت خود عمل می‌کرده تا اسراف را به حداقل برساند. ولی از طرف دیگر باید گفت خود دانشجو، هنگاهی که در صف منتظر گرفتن غذاست نباید بیشتر از نیاز خود غذا دریافت کند. زیرا که زیاد آمدن غذا، اسراف که گناهی است بس نابخشودنی را به دنبال خواهد داشت.
اجازه دهید با ذکر موردی نه چندان دور مطلب را جمع کنم. همان طور که می‌دانید ارزش وقت از طلا هم بیشتر است زیرا که هرگز دوباره بدست نمی‌آید.
وقت دانشجو، یک جوان پر انرژی که می‌تواند برای خود، جامعه و جهان سودمند باشد چند دقیقه‌ای در اختیار استاد است. کسی که باید از این مدت حداکثر استفاده را ببرد و خدای ناکرده می‌تواند با کم کاری استاد، از مصادیق به حقّ اسراف باشد. چه زیباست که بیاییم در تمام حرکات و وجوه زندگی‌مان، چه دانشجویی، چه کارمندی، چه کاسبی و غیره الگوی مصرفی برای خودمان تبیین کنیم تا هم دنیای‌مان پیشرفت کند و هم آخرت جزء مسرفین نباشیم که همانا خداوند اسراف کاران را دوست ندارد.